جهت استفاده از خدمات سایت نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید.

المپیاد زیست، چرا و چگونه؟

0 محصول
سبد خرید شما خالی است.
قیمت:
0 تومان
مالیات:
0 تومان
قیمت کل:
0 تومان
11
مهر
1396
$newsTitle

از آنجا که برنامه‌ریزی دقیق آموزشی یکی ازنیازهای معمول دانش‌آموزان است، در این مطلب قصدا داریم با استفاده از مصاحبه‌ای که پیش از این با آقای دکتر کوشا پایداری (دارنده‌ی مدال طلای کشوری و نقره‌ی جهانی ۲۰۰۸ المپیاد زیست) ورودی پزشکی مهر 1385 و فارغ التحصیل 1392 است. وی هم اکنون در دپارتمان‌های Radiation Oncology و Radiology دانشگاه پنسیلوانیا به‌عنوان postdoctoral research fellow مشغول فعالیت های پژوهشی است.

 

 

به نام خدا

سلام عرض می‌کنم خدمت خوانندگان این قسمت از مجموعه برنامه‌های گپ و گفت المپیادی ماخ. تو قسمت اول از این گپ و گفت قراره بریم سراغ معرفی و یکمی تجزیه و تحلیل برنامه‌ی یکی از رشته‌های المپیادی و اینکه برای موفقیت در اون چه باید بکنیم! این گفت‌وگو هم مربوط به المپیاد زیست‌شناسی هست. خدمت جناب آقای کوشا پایداری هستیم سرگروه اسبق بخش زیست‌شناسی ماخ و ازشون خواستیم که قبول زحمت کردند و چنددقیقه‌ای رو قراره در مورد این برنامه‌ریزی محتوای آموزشی المپیادی زیست‌شناسی باهاشون گپ و گفت داشته باشیم اول از همه سلام آقای پایداری.

آقای پایداری: سلام عرض می‌کنم به شما و همین‌طور خوانندگان عزیزتون خیلی خوشبختم از وقتی‌که در اختیارم قراردادید و می‌تونم در خدمت‌تون باشم.

آقای خالقی: اختیاردارید، آقا ما روال برناممون اینه که فرض می‌کنیم کسانی که این برنامه رو دانلود کردند احتمالاً زیست‌شناسی فکر می­کنن دوست دارن یا قراره المپیاد زیستی بشن. اصلاً المپیاد زیست چه ویژگی‌هایی داره و من که احیاناً قراره المپیاد زیست بخونم باید تو خودم دنبال چه ویژگی‌هایی باشم؟

آقای پایداری: خب اول از همه شاید اونجوری که همه دانش‌آموزان در مورد رشته زیست‌شناسی فکر می­کنن این باشه که یه رشته­ای هست که خیلی حفظیه و به قولی محفوظات زیادی داره.

آقای خالقی: مگه نیست؟

آقای پایداری: خب درسته، حفظیات حداقل یک جزء غیرقابل‌انکاری از زیست‌شناسی و همین‌طور المپیاد زیست‌شناسی هست یعنی حداقل اگر سؤالات مرحله اول رو نگاه کنیم شاید چیزی در حدود 30 تا 40 درصد سؤالات فقط حفظی هستند و محفوظات شما رو می‌سنجند. اما در کنار اون المپیاد زیست‌شناسی یه جورایی می‌شه گفت طرز فکر شما رو هم در کنار دانش شما می‌سنجه یعنی اگر شما می­خواین به عنوان یک دانش‌آموزی که قصد داره در المپیاد زیست‌شناسی تا مدارج بالا بره و خوب مدال بگیره مثلاً طلا بشه باید این ظرفیت رو داشته باشه که علاوه بر اینکه خوب می­تونه بخونه و وقت خوبی رو به خوندن از روی منابع اختصاص بده در کنار اون باید خوش فکر هم باشه. حالا این خوش فکر بودن هم به طرق مختلف می­تونه به دست بیاد که البته توی سؤالات مختلف می‌بینیم که سنجیده می‌شه.

آقای خالقی: خوش‌فکر باشه یعنی ریاضی قوی باید داشته باشه؟

آقای پایداری: خب در مورد این هم باز می­شه گفت که یک المپیاد زیستی، کسیه که باید ریاضی خوبی داشته باشه و البته شیمی خوبی. ولی حالا اینکه من بگم ریاضی خوبی یعنی باید نمرات ریاضیش 19 و 20 باشه نه اینطوری هم نیست کما اینکه من خودم هم این‌جوری نبودم.

آقای خالقی: نگید دیگه این بدآموزی داره الان! J اینو نخونید بچه‌ها!

آقای پایداری: منتها واقعاً اینو می‌تونم بگم که شاید مباحث ریاضی پایه که بچه‌ها توی دبیرستان باهاش سروکار دارند مثل مبحث تابع یه سری از مباحث مثل مشتق و این‌ها واقعاً جای خودش توی المپیاد زیست‌شناسی هم کاربرد پیدا می­کنه.

آقای خالقی:  کمی جدی شد قضیه فکر کنم!

آقای پایداری: در اون حد نیستش که بگم مثلاً اگر کسی این‌ها رو نخونده یا بلد نیست نباید بیاد المپیاد. ابداً، اما اگر کسی به مدال طلا فکر می­کنه باید ریاضیات و البته شیمی خوبی هم داشته باشه.

آقای خالقی: درود بر شما البته فکر کنم خیلی سریع رفتید المپیاد زیست، منم خیلی سریع رفتم. الان من آمارها رو که نگاه می‌کردم سال گذشته تقریباً تعداد شرکت‌کننده‌های بقیه رشته‌ها که داره به صفر میل می­کنه، من اینجا خودم علاوه بر اینکه نقش مجری دارم، نقش محوری هم دارم! هم خودم هم المپیادم [نجوم]! توی همه‌ی گپ و گفت‌ها با مدرسین همه‌‌ی رشته‌ها ناراحتیم از اینکه تعداد شرکت‌کننده‌ها داره به سمت صفر نزدیک می­شه! [خوب خوشبختانه هیچ‌وقت صفر نمیشه.] ولی اونور قضیه شما کاملاً پررنگ و جدی رو به روی ما ایستادید و تعداد شرکت‌کننده‌هاتون به‌صورت کاملاً جدی داره افزایش پیدا می‌کنه، تابعش اکیداً صعودیه. خیلی از بچه‌ها الان به‌واسطه اینکه رشته تجربی رو انتخاب کردن رفتن سراغ المپیاد زیست‌شناسی چون به‌جز زیست‌شناسی و شیمی احتمالاً انتخاب دیگه­‌ای نداشتند، دوست داشتند المپیادی بشن اومدن سراغ زیست‌شناسی حالا ما از این فرصت یه سوء استفاده هم بکنیم! این اصلاً علاقه به زیست رو باید کجا دنبالش بگردن؟

آقای پایداری: یعنی منظورتون اینه که علاقه به زیست تا چه حد باید باشه یا چجوری باید باشه؟

آقای خالقی: چجوری باید باشه؟ اینکه یکی توی دانشگاه قراره زیست بخونه یا مثلاً رشته تجربی رو بخواد توی دانشگاه انتخاب کنه اصلاً علاقش باید توی چه چیزهای پررنگ باشه؟

آقای پایداری:  آها فهمیدم، ببینید سابق بر این می‌گفتن بچه‌هایی میان رشته‌ی تجربی که اصولاً از ریاضی بدشون میاد، معمولاً این بود.

آقای خالقی:   الان اونایی میرن که از پول بیشتر خوششون میاد.

آقای پایداری:  دقیقاً، می‌تونم بگم که خب زیست‌شناسی به‌هرحال خیلی گستردس. یعنی توی علوم زیستی شاید بیشتر بچه‌ها اسم رشته‌هایی مثل پزشکی یا داروسازی رو بیشتر شنیده باشن به عنوان رشته‌های اصلی.

آقای خالقی:   و حتی من.

آقای پایداری:  و حتی شما، ولی اگر نگاهی به اون دسته از رشته‌ها بندازیم خیلی زود متوجه می‌شیم که خیلی کاربردهای بیشتری داره. مخصوصاً الان که در کشور ما به تازگی رشته‌هایی مثل بیوتکنولوژی جای خودش رو پیداکرده و شاخه‌های مختلفش داره پر مخاطب میشه؛ و خیلی هم شامل basic می­شه یعنی علوم زیستی پایه و خیلی پایه که شامل علوم زیستی ژنتیک و نظایر اون هستش. نمی­دونم دقیقاً چجوری می­شه اینو تفسیرش کرد به قول شما، چه مؤلفه‌هایی داره اون علاقه. ولی می‌تونم بگم رشته‌های موجود در کنار علوم پزشکی مثل رشته‌های تحقیقاتی علوم زیستی کارهایی رو دارن می­کنن که الان خط مقدمه! منظورم از خط مقدم چیه؟ اینکه مثلاً ما دارویی رو با استفاده از بیوتکنولوژی طراحی می‌کنیم خب این دارو الان به‌عنوان مثال انسولین برای افرادی که دیابت دارند و تزریق می‌کنند؛ شبیه یک معماییه که سابق بر این خیلی مشکل ایجاد کرده بود برای ما مثلاً انسولین نمی­تونستیم تولید کنیم. حالا اومدیم در مقیاس خیلی وسیع در بیوتکنولوژی اونو تولید می‌کنیم خب این کار کسی بوده که اینو در خودش دیده و وارد این رشته تحقیقاتی شده و این کار رو انجام داده. ببینید زیست‌شناسی و اصولاً رشته‌های وابستش، پزشکی و همه‌ی رشته‌ها حفظیات زیاد دارن به نظر من اگر کسی می­خواد بیاد رشته‌ی تجربی و می­خواد توی دانشگاه یه رشته‌ی این مدلی رو انتخاب کنه نباید از خوندن و از اختصاص دادن وقت زیاد به مطالعه اذیت بشه یعنی باید اینو در خودش ببینه که؛ وقت زیادی رو باید به حجم مطالب زیاد اختصاص بده. به‌خصوص در مورد رشته‌ی پزشکی حتی می‌تونم بگم تفاوت معناداری بین دندان پزشکی و داروسازی وجود داره، در مورد سایر رشته‌ها هم همین‌طور یعنی اگر شما مقایسه بکنید با رشته‌های مثلاً مهندسی و ریاضی فیزیک؛ حجم محفوظات به مراتب بالاتر هست و اگر دنبال معدل حداقل A هستند توی دانشگاه باید خیلی بیشتر از بچه‌های ریاضی، زمان به مطالعاتتون اختصاص بدین. اما در کنار همه‌ی این‌ّها به‌هرحال خودِ زیبایی مباحث زیستی هم هست که اون رو نمی­تونم با جزئیات بیشتر توضیح بدم.

آقای خالقی: فکر می‌کنم اگر بیشتر از این ادامه بدیم بحث خیلی تخصصی می‌شه و می‌خواید در مورد نحوه‌ی تولید انسولین اینجا جزئیاتش رو باز کنید مثل کلاس J.

آقای پایداری:  بالاخره یه کسی هست که خوشش میاد از علوم طبیعی یعنی لذت میبره از اینکه در مورد سازوکار بدن انسان بدونه در مقایسه با اینکه فرض کنید بخواد صرفاً سروکله بزنه با اینکه مثلاً فلان خازن یا مقاومت توی فیزیک چجوری کار می­کنه. خب اون بالاخره یه چیزه ذاتیه که تو یکی وجود داره و تو یکی نداره. برعکسش هم صادقه ما به اون می­گیم بره ریاضی فیزیک و به یه همچین دانش‌آموزی می­گیم بره رشته تجربی ولی به‌هرحال من اولین چیزی که به ذهنم رسید نسبت به سؤال شما همون چیزی هست که خدمتتون عرض کردم؛ بحث محفوظاتشه و اینکه باید زیاد مطالعه کنند.

آقای خالقی: سؤال بعدی اینکه المپیاد زیست‌شناسی رو از کی باید شروع بکنه یه دانش‌آموز؟ الان اگر دفترچه‌ی آزمون‌های آزمایشی مؤسسات مختلف رو ورق بزنید {البته نه در حوزه المپیاد} احتمالاً دیدید که از مقطع آمادگی، پیش‌دبستانی و کودکستان و این‌ها هم آزمون‌های آزمایشی وارد سیستم شده دیگه، من اینجا که جواب تلفن‌ها رو همکاران میدن یه وقتیایی معترض میشن اولیا و دانش‌آموزان زیاد می‌بینم مثلاً از پایه دوم دبستان زنگ زدن و میگن خب من مادر یا پدر دانش‌آموزم و می‌خوام پسرم یا دخترم پزشک و دکتر بشه! حالا المپیادی هم می­خواد بشه در این مسیر! حالا دقیقاً من چه کنم؟ اول از همه اینکه؛ نظرتون چیه؟ فکر کنم با من موافق باشید که اینکه این استعداد سنجی هرچند که باید از سن خردسالی مشخص بشه یا اگر اتفاق بیفته خوبه اما اینکه حالا برنامه و هدف‌گذاری خیلی جدی روی المپیادی شدن بچه‌ها از کی باید اتفاق بیفته یا مثلاً اگر من الان می­خوام المپیاد زیست رو شروع کنم الان دوم دبیرستان هستم آیا زمان خوبیه؟ ابتدای سوم دبیرستان هستم دیر نیست؟ می‌تونم موفق بشم؟ نمی­تونم و ...؟

آقای پایداری:  ببینید اگر از من بپرسید که می‌تونم موفق بشم!؟ من می­گم حتی اگر واقعاً مطالعه کمی هم داشته باشید و به سطح خوبی از استنباط زیستی برسید؛ میشه رو شما به عنوان یک مدالی حساب کرد. کما اینکه من دیدم بچه‌هایی رو که اینطوری بودن اومدن و مدال گرفتن یعنی مطالعشون کم بوده!

آقای خالقی: این قاعده بین طلایی‌ها هم برقراره؟

آقای پایداری:  بین طلاها من اینو ندیدم، ولی بچه‌های نقره و برنز زیادی رو می‌شناسم که رفتن مرحله اول امتحان دادن بدون اینکه مطالعه کرده باشن و مرحله دوم هم همین‌طور! حالا ممکنه یکی دو جلسه کتاب رو ورق زدن و رفتن اونجا خوندن ولی به‌هرحال نقره آوردن، ولی طلاها من خودم به‌شخصه نمی‌شناسم کسی رو که به این مدل رسیده باشه. اگر امکان موفق شدن رو از من می‌پرسید من می‌گم بله هر مقطعی می­تونه باشه اما از نظر آماری اگر بخوام خدمتتون عرض کنم که از کی شروع کنیم که احتمال موفق شدنمون تا حد خوبی بره بالا می‌تونم بگم که اگر بخوایم یه جورایی خوشبینانه نگاه کنیم سال سوم «دبیرستان دوره یک» زمان خوبیه ولی اگر از سال اول دوره‌ی دوم دبیرستان هم شروع کنن؛ اصلاً این‌جوری نیست که بگم دیره! نه! خیلی هم خوبه.

آقای خالقی: یک سوال دیگه؛ ما هنوز نرفتیم سراغ معرفیه منابع که برای زیست‌شناسی به تعداد نامتناهیه اینجور که من می‌دونم! حجم تعداد صفحاتشون هم فکر کنم از همه‌ی المپیادها بیشتر باشه؟ می‌رسن همه‌ی اینها رو بخونن؟!

آقای پایداری:  ببینید به این معنی نیستش که همه‌ی اون منابع رو باید بخونن؛ بهتره بگیم سر فصلیه. اگر سرفصل‌ها رو بپوشونن بله قطعاً می‌رسن. یه مثال من میخوام بگم برای مبحث بیوشیمی؛ ممکنه سه چهار تا کتاب وجود داشته باشه. شما یکی رو بخونید کافیه. باز از همون کتاب هم لازم نیست همش رو بخونه یعنی یک سری سرفصل‌ها رو مطالعه کنن می‌رسن به اونجایی که باید برسن.

آقای خالقی: پس شما با این داستان شروع از مهدکودک و کودکستان و ... خیلی آشنایی ندارید و علاقه‌ای ندارید و توصیه هم نمی‌کنید! خیلی خوب؛ فکر کنم که اگر موافق باشید بریم سراغ منابع و معرفی سر فصل‌ها دیگه این که اهمیت کدوم سر فصل‌ها توی مرحله اول بیشتره؟ این چیزی که شما به من گفتید توی آمار اولیه، گویا 40 درصد سوالای مرحله اول رو از مطالب توصیفی انتخاب می‌کنن؟! یعنی 40 درصد از متن کتاب درسی طراحی می‌شه؟ یا چیزی شبیه؟ این درست فهمیدم؟!

آقای پایداری: خب در مورد مرحله‌ی اول به‌صورت خاص اگر بخوایم صحبت کنیم، من این چیزی که به همه‌ی بچه‌ها می‌گم تو المپیاد زیست‌شناسی این پیش فرض وجود داره که باید کتب درسی ریز و با دقت خونده شده باشه یعنی شما از کتاب سال اول تا کتاب چهارم رو باید کامل مطالعه کرده باشید.

آقای خالقی: یعنی کتاب درسی، پیش نیاز مطالعه‌ی هر کتاب جنبیه دیگه‌ایه؟

آقای پایداری:  بله یعنی می‌تونم بگم به‌عنوان مثال اگر کتاب منبعی رو توی مبحث رفتارشناسی می‌خواید بخونید، باید در کتاب درسی سال چهارمت مبحث رفتارشناسی رو قبلش خونده باشی. اگر نخونی اذیت می‌شی! ممکن هست نخونی و یاد بگیری اما حداقل برای مرحله اول باید کتب درسی رو بلد باشی. حالا برای مرحله اول اگر موافق باشی اول سرفصل‌ها رو بگم خدمتتون بعد بریم سراغ منابعشون؟! از نظر سر فصل‌ها سه تا مبحثی که خیلی مهمه و قسمت اعظم مباحث رو به خودش اختصاص می‌ده یکی مبحث فیزیولوژی هست؛ فیزیولوژی جانوری هست که با تأکید بر انسان یعنی توی سرفصل‌های IBO یا المپیاد جهانی زیست‌شناسی تکامل جانوری با تأکید بر انسان اومده و چیزی در حدود 15 درصد از سوالات؛ فقط مربوط به بحث فیزیولوژی جانوری هست، بعد مبحث گیاهی هست.

آقای خالقی:   فیزیولوژی گیاهی؟

آقای پایداری:  احسنت، خوده گیاهی هم چند تا شاخه داره، آناتومی گیاهی، فیزیولوژی گیاهی، مولکولوژی گیاهی که مهم‌ترینش همون فیزیولوژی گیاهیه و همین‌طور مبحث بیوشیمی. این سه تا رو می‌تونم بگم با هم دیگه چیزی در حدود 60 درصد از مباحث و سوالات رو به خودشون اختصاص می‌دن. باز اگر بچه‌ها سوالات مرحله اول‌های دوره‌های قبل رو نگاه بکنن ممکنه که بگن ما سوال بیوشیمی خیلی نمی‌بینیم. مثلاً به‌صورت مستقیم سوال بیوشیمی زیاد ندیدیم اومده باشه؛ اما این مبحث خاصیتی که داره اینه که یک مبحث زیربناییه یعنی اگر مبحث بیوشیمی رو خوب خونده باشی و بلد باشی؛ فیزیولوژی رو هم وقتی می‌خونی بهتر درک می‌کنی.

آقای خالقی: بیوشیمی اول در مورد ساختار مولکول‌ها صحبت می‌کنه، بعد اینکه مثلاً در این سلول و در این واکنش شیمیایی چه مسئولیتی رو داره این مولکول.

آقای پایداری: بله؛ همونطور که من توی صحبت‌های قبلیم اشاره کردم؛ مثلاً اگر شیمی رو هم خوب بلد باشه و شیمی نسبتاً خوبی در دوره دبیرستان داشته باشه و کتاب‌های خودش رو خوب مطالعه کرده باشه، طبیعتاً مطالب کتاب‌های بیوشیمی رو بهتر می‌فهمه؛ مثلاً پیوند فلان نوع چی هست!؟ ... که حالا توی کتاب منبع اومده و می‌تونه درک کنه.

در مورد مبحث گیاهی هم این مبحث صفر و یکیه! یعنی اگر خونده باشی می‌تونی جواب بدی و اگر نخونده باشی نمی‌تونی جواب بدی. یعنی از جنس سنجشِ دانش هست سوالاتی که میاد.

مبحث گیاهی مبحثی هم هست که برای بعضی از بچه‌ها بعضاً حوصله سر بَرهْ! خیلی‌ها یه جورایی خوششون نمیاد از این مبحث ولی خب باید بخونن.

آقای خالقی: من یکی از دانش‌آموزام از خاطراتش می‌گفت، می‌گفت من هم از این سرفصل گیاهی خوشم نمیومد؛ توی عیدی که رفته بودیم با خانواده مسافرت من هم مجبور بودم گیاهی بخونم. کتاب گیاهی همراهم بود توی جنگل قدم می‌زدم و این برگ‌های درختها رو می‌دیدم و شبیه‌سازی می‌کردم! این رابطه‌ی ذهنیه فکر می‌کنم خیلی بتونه کمک کنه!

آقای پایداری:  بله، همینطوره! علاوه بر گیاهی، مبحث فیزیولوژی هم باز منابع خودش رو داره که اونها رو هم باید مطالعه کنند، این سه مبحث رو که بزاریم کنار، از مباحث دیگه‌ای که باقی می‌مونه؛ یکی بحث زیست‌شناسی سلولیه که معمولاً سلولی همراه با مولکولی گفته می‌شه یعنی زیست سلولی-مولکولی بهش می‌گن که درباره‌ی ساز و کارهای  عملکرد سلول‌ها و اندامک‌ها هست. جزییات این مبحث توی کتاب دوم دبیرستان هم ذکر شده ولی خب با جزییات کمتر. بعد از اون، مبحث ژنتیک هست که هم ژنتیک کلاسیک رو پوشش میده، هم قابلیت حل سؤال بچه‌ها رو می‌سنجه. ژنتیک هم به‌طور کلی درصد خوبی از سوالات رو به خودش اختصاص می‌ده. ژنتیک بیشتر از جنس مهارته یعنی سوال زیاد باید ازش حل کنن! صرفاً دانش نیست؛ قابلیت حل سوال بچه‌ها رو می‌سنجه. از ژنتیک هم که بگذریم مبحث اکولوژی هست که درواقع اون هم به چند زیرگروه تقسیم میشه. یک بخش اکولوژی عمومی داریم که یک سری تعاریف داره در کنار یه سری سوال که باید بچه‌ها سوال‌ها رو حل بکنند. یه سری مباحث دیگه هم می‌مونه مثل تکامل، رفتارشناسی و مباحث دیگه‌ای مثل جانورشناسی و ... بهتره که از کلمه‌ی عمومی‌تر سیستماتیک استفاده کنیم.

آقای خالقی:   بیوسیستماتیک.

آقای پایداری:  احسنت! بطور کلی رده‌بندی. به بیان دیگه، فقط جانوری نیست! شامل رده‌بندی گیاهی، آبزیان، قارچ‌ها، باکتری‌ها و مباحثی از این دست هم هست که می‌تونم بگم که جمیع این مباحث روی هم دیگه یعنی با لحاظ کردن ژنتیک و اکولوژی و سلولی مولکولی یه چیزی در حدود 30 تا 40 درصد سوالات رو به خودشون اختصاص می‌دن. ولی باز دوره به دوره می‌بینیم که نوساناتی هم در نسبت سوالات وجود داشته. یعنی دوره‌ای ما داشتیم که 20 درصد سؤالات فقط رفتارشناسی بوده یعنی مبحث رفتارشناسی که الان شاید حداکثر 10 درصد سوالات رو به خودش اختصاص داده، دوره‌ای بوده که 20 درصد سهم داشته؛ ولی معمولاً نسبت مجموعه‌ای مثل فیزیولوژی یا گیاهی که سرفصل‌های مهم و ثابتی‌اند خیلی تغییر نمی‌کنه.

آقای خالقی:   یعنی اون سه مبحث پایه اصلیه و بقیه موارد تغییر می‌کنند. یه سوال تکمیلی‌تر حالا شما همه‌ی سرفصل‌ها رو معرفی کردید؛ احتمالاً روال بعدیمون اینه که بریم سراغ کتاب‌ها! توی کتابها من زیاد دیدم همکارانتون یا خود بچه‌ها تأکید دارند که حتما باید کتاب کمپل رو به عنوان منبع اصلی و پایه قرار بدیم یا حتما سولومون رو قرار بدیم. خیلی وقتها این انتخاب، خودش محل دعوای بچه‌ها می‌شه که مثلاً کمپل بهتره، سولومون بهتره؟! شما کدوم رو توصیه می‌کنید و اینکه اینقدر حجم و نوع بیان سرفصلها و محتواها با هم دیگه فرق می‌کنه که نیاز باشه که مثلاً هر جفتش رو بخونیم یا بعضی از بخش‌ها بریم سراغ یکی؛ چجوریه؟

آقای پایداری:  ببینید در مرحله‌ی اول کتاب‌های اصلی که بچه‌ها مطالعه می‌کنند و پذیرفته شده هم هستند کتاب‌هایی هستند که فرمودید. اول کمپل، کتابهای دیگه‌ای هم هست مثل ریون و سلومون و ... که تقریباً مسائل رو می‌پوشونن یعنی کتابهای زیست‌شناسی عمومی هستند. این کتاب‌ها یعنی همه‌ی سر فصل‌هایی رو که من عرض کردم می‌گن منتها این‌ها برای مرحله اول کافیه حالا در مورد اینکه کدوم رو بخونیم حقیقت امر اینه که منبع اصلی برای المپیاد جهانی کمپل هست.

آقای خالقی:   آها یعنی خوده کمیته‌ی جهانی کمپل رو معرفی می‌کنه؟

آقای پایداری:  بله کمپل رو معرفی کردن و ازش سوال می‌دن. یعنی اون کتاب اصلی‌ای که برای طرح سوال استفاده می‌کنن کمپل هستش.

آقای خالقی: چون خیلی وقت‌ها با بچه‌های زیست‌شناسی که صحبت می‌کنیم می‌گن که کمپل کتاب دانشگاهی نیست و توی دانشگاه هم خیلی توصیش نمی‌کنن؛ زیادی مقدماتیه! اما خیلی پر رنگ توی ایران مطرح شده بوده! پس علتش این هست که المپیاد جهانی معرفیش کرده. پس برای اینکه ساختار المپیاد ایران هم مطابق با ساختار المپیاد جهانی باشه بهتر اینه که همین کتاب رو انتخاب بکنیم و هر شش جلد فارسیش یا هر 7 جلد لاتینش؟

آقای پایداری:  خب ببینید باز اگر سطح مرحله اول رو از من بپرسید می‌گم که کتاب فارسی کفایت می‌کنه یعنی تا حد خوبی از مباحث رو می‌پوشونه یعنی تا حدی هست که اگر کمپل رو مسلط باشه بهش، درصد خوبی حتی 70 درصد، 80 درصد مباحث مرحله دوم رو می‌پوشونه این کتاب.

آقای خالقی:   یه سوال دیگه. من اگر باز با المپیاد خودم یعنی نجوم مقایسه کنم، می‌بینم که بچه‌های ما چون حجم مطالبی که قراره بخونن خیلی زیاده و بچه‌ها خیلی وقت‌ها از این می‌ترسن که من یه رقیبی دارم که مثلاً الان فصل آخر بیوشیمی رو داره می‌خونه یا مثلاً اون یه کتاب خاص دیگه‌ی انگلیسی لاتین رو از یه جایی گیر آورده و داره می‌خونه من از اون یکی عقب افتادم؛ این چقدر مهمه و واقعیت داره؟ و دوم اینکه عمق دهی به مطلب چه نقشی داره؟ البته احتمالاً جواب سوال خودم رو تو سوالم دادم و نظر مثبتتون رو خواستم اعلام بکنید J اما اینکه یک دانش‌آموز زیستی چجوری می‌تونه بفهمه این ادعایی که می‌گه من این سرفصل رو مسلطم تا چه حد درسته؟! یا اینکه آیا الان زمانش هست که این سرفصل رو بگذاره و بره سراغ سرفصل‌های بعدی؟! الان بچه‌های زیستی چکار می‌کنن؟ چجوری تصمیم می‌گیرن؟

آقای پایداری: ببینید اینکه اگر کسی بره چند تا کتاب تخصصی رو توی یه مبحثی بخونه به‌عنوان‌مثال برای فیزیولوژی بره چند تا کتاب رو مطالعه کنه هیچکس نگفته این بده.

آقای خالقی:   من می‌گم این بده‌ها!! چون‌که بچه‌ها می‌گن ما 7 تا کتاب خوندیم اما می‌رسن به یه جاهایی در حد پایان‌نامه phd و ... مقدمات رو بیشتر و بهتر بخونن، بهتر نیست؟!

آقای پایداری:  بله صد در صد این‌جوری هست چون علوم زیستی هم از این قضیه مثتسنا نیست. به‌نوعی یکی از زیر شاخه‌های فیزیک طبیعت هست. اما مسأله اینه که وقت کمه. ما یه بودجه زمانی محدود داریم و توی اون باید بریم و اولویت بندی کنیم. اگر بخوایم اولویت بندی بکنیم من می‌گم برای مرحله اول کتب درسی مطالعه بشه و یه کتابی مثل کمپل. در پاسخ به اون سوال قبلیتون که آیا اگر سولمون رو بخونیم اشتباه کردیم؟ حالا اگر مثلاً فرض کنید کسی سولمون رو خونده بیاد به من بگه حالا من برگردم کمپل بخونم من می‌گم نه! اگر همون سولومون رو مسلط هستید قطعاً کفایت می‌کنه یعنی این‌ها طرز بیانشون فرق داره ولی به این معنی نیست که سرفصل‌هاشون فرق میکنه.

آقای خالقی:   یعنی کمپل المپیادی‌تره.

آقای پایداری:  دقیقاً. المپیادی‌تره و بیشتر راه‌دست طراح‌ها و طراحان سوال هستش. در کنار اون نحوه رفرنس‌ها رو پرسیدید و اینکه چقدر باید بخونیم!؟ من می‌خوام بگم «واقعاً اینجور نیستش که خیلی بخوان بخونن» اینکه یکی رفته یه کتاب دیگه‌ای یا یک منبع دیگه‌ای رو خونده که من مطالعه نکردم؛ اصلا مهم نیست. تجربه نشون داده که یه همچین چیزایی اونقدر فاصله نمی‌ندازه بین بچه‌ها که بخواد به قولی رنگ مدال طلای کسی بشه نقره یا برعکس. البته ناگفته نماند که توی دوره داستان فرق می‌کنه ها ... یعنی اگر بچه‌ها برن توی دوره، دیگه اونجا اون رفرنسی که استاد بهشون درس میده مهمتر میشه. اما برای مرحله اول و دوم نه! اگر کسی هم کتاب‌هایی که به عنوان رفرنس معرفی می‌شن رو مطالعه بکنه و مسلط بشه قطعاً کفایت می‌کنه.

آقای خالقی: خیلی هم خوب. همون ادامه سرفصل‌ها را داشتیم بحث می‌کردیم که بعد بریم سراغ کتاب‌ها! قبلش هنوز سنگ محک به من ندادیدهااااا که من چجوری بفهمم که این چیزی که الان خوندم رو خوب خوندم یا نه؟! دانش‌آموزی که الان مدعی هست این سرفصل رو خوب خونده حالا واقعاً خوب خونده؟

آقای پایداری:  خب چجوری میشه این رو فهمید!؟

آقای خالقی:   یعنی می‌خواید بگید بگید ذاتا نمیشه اینو مشخص کرد؟

آقای پایداری:  آره سوال پایه‌تر همینه، توی المپیاد زیست متأسفانه این قضیه هست که غالباً ما سوال کم داریم. کلا سوال کم هست که دانش‌آموزان بخوان برن نگاه کنن. ولی به قول شما سنگ محک خوب اینه که سوالای مرحله‌ی اول رو نگاه کنن. حداقل اگر یه کیسی رو به‌عنوان‌مثال اشتباه زدن [حالا اینم عیب نداره یه وقت ممکنه بر اثر بی دقتی یا بحث فکر کردن که بهتون گفتم پیش بیاد] آیا دانشش رو داشتن یا نه؟ یعنی ما از یک دانش‌پژوه زیستی حداقل این انتظار رو داریم که اون دانش رو داشته باشه که ببینه به‌عنوان‌مثال عملکرد یک پروتئین رو توضیح داده قبلاً اون رو خونده بوده یا نه؟ می‌تونم بگم که اگر کسی می‌خواد مدعی باشه اونم توی مرحله‌ی دوم حالا نگیم مثلاً برای مدال حرف خوبی داشته باشه، باید حداقل 80 درصد، 90 درصد اون مباحث رو و اون دانشی رو که توی سوالات مرحله اول مد انتظار هست رو داشته باشه. معمولاً هم همینطور هست. همون‌طور که قبلا گفتم کتاب سولومون و کمپل جفتشون این مباحث رو پوشش می‌دن و بیش‌تر از این‌ها معمولاً دیگه برای مرحله‌ی اول خیلی لازم نیست؛ ولی برای مرحله‌ی دوم و بعد از اون چرا.

آقای خالقی: خب یه سوالی که پیش میاد اینه که شما می‌گید بچه‌ها به محض اینکه وارد المپیاد زیست می‌شن شروع کنند به حل سوالات مرحله اول و کلنجار رفتن باهاش؟

آقای پایداری:  خب می‌دونید این سنگ محکه میشه.

آقای خالقی:   یا اینکه برن تست بزنن و آزمون رو تو زمان بدن؟

آقای پایداری:  یه کاری که میشه کرد اینه که مثلاً اول اون مبحث رو بخونن؛ به‌عنوان‌مثال اگر برای مبحث فیزیولوژی کتاب A و B و C به عنوان منبع معرفی شده برن این کتاب‌ها رو بخونن بعد بالاخره یه نگاه می‌ندازن 4 تا سوال از توی کتاب نگاه می‌کنن و می‌بینن که آیا توانایی پاسخ دادن و اون دانش لازم رو دارن یا نه؟

آقای خالقی:   شما کلیات فرمایشتون اینه که اگر یک دانش‌آموز سر‌فصلی رو در حد کتاب‌های کمپل مسلط باشه نباید درصد مرحله اول زیستش یا حتی اگر یه سری سوالات موضوعی رو گزینش کرده و حل می‌کنه زیر 60، 70 درصد باشه! درسته؟

آقای پایداری:  بله اما همونطور که خودتون گفتید مسلط باشه.

آقای خالقی:   یعنی اگر من الان گفتم که کتاب کمپل رو خوندم و درصدم 15 درصده یا 20 درصده! حتماً درست نخوندم یا فقط فکر کردم که خوندم!؟

آقای پایداری:  دقیقاً همینطوره، اما خوده کمپل هم طوری نیست که مباحث رو کم گفته باشه.

آقای خالقی:   یه چیز دیگه اینکه من حداقل توی کنکور زیاد می‌بینم بچه‌های تجربی اقلا 20، 30 بار کتاب زیست رو متنش رو می‌خونن. اینقدر که حفظ بشن. الان توی المپیاد هم باید همین کار رو بکنن؟ یعنی شما پیشنهاد می‌کنید قبل از اینکه برن سراغ تست زدن چندین بار کتاب‌های کمپل رو بخونن؟ یا یک بار عمقی خوندن بهتره؟! الان با مشاورهای کنکور که خیلی وقت‌ها صحبت می‌کنم توی بحث تجربی می‌گن سوالات یه جورایی المپیادی طراحی میشه یعنی یه تیکش رو از یه کتاب بر می‌دارن و یه تیکش رو از یک کتاب دیگه. مثلاً میگه این قارچ، این مدلی رفتار می‌کنه و یک جای دیگه می‌گن اونایی که این‌جوری رفتار می‌کنن این بلا سرشون میاد، اینبار می‌پرسن این قارچ‌ّها چه بلایی سرش میاد!؟ برای پاسخ‌دهی به این سوالات، توی کنکور مشاورها  توصیه می‌کنند که توی حجم مطالعه‌ی زیاد و مرور چند صد باره به این حد تسلط برسن! توی المپیاد هم همین‌طوره؟

آقای پایداری:  در مورد سوال اولتون که چند دور بخونن؟ من قطعا نمی‌گم یک دور، یک دور کفایت نمی‌کنه باید بیشتر بخونن. چون یادشون میره و حجم مطلب خیلی زیاده من می‌گم حداقل دو دور! بسته به نوع خوندن من تجربه شخصی خودم حداقل با افرادی که باهاشون سر کار داشتم چه المپیادی‌ها و چه غیر المپیادی‌ها اینجوری بوده ولی نه اینکه صد دور. ابداً ما چیزی که انتظار داریم در مورد بچه‌ها و محفوظات و دانششون این نیست که اگر تعاریفی ازشون پرسیده شد مثلاً یه تعریفی هست در بحث فیزیولوژی، بتونن اون تعریف رو کلمه به کلمه بگن، بلکه اگر فقط بتونن توی ذهنشون بگن و ازش استنتاج کنن کافیه. من انتظار ندارم که اون دانش‌آموز بتونه واو به واو مشابه اون‌ چیزی که در کتاب فیزیولوژی هست؛ بحث رو ادامه بده!

آقای خالقی:   از زیر نویس سوال نمیاد؟ :دی

آقای پایداری:  نه نمیاد دقیقاً همینطوره ولی مفاهیمش رو باید بدونن حالا این به زعم اون دانش‌آموز می‌تونه با یه دور خوندن اون مفهوم رو به ذهنش بسپاره و باهاش کار کنه به قول شما کلنجار بره یکی با دو بار خوندن؛ یکی با دویست بار خوندن.

آقای خالقی:   یعنی در گام اول اگر خوب بخونه ولو اینکه مسلط به تک‌تک لغت‌ها و اصطلاحات نباشه؛ اگر یه برداشت خوبی از کتاب کرده باشه می‌تونه بگه من المپیاد رو مسیرش رو خوب بردم جلو. حالا اینکه کتاب کمپل خودش چون به عنوان معروف‌ترین منبعتون هست چقدر می‌تونه یه دانش‌آموز رو مرحله دویی کنه!؟ سوال بعدیم هست! گویا بعضی از سر فصل‌ها مثل رفتار شناسی رو می‌گفتن کامل پوشش می‌ده در حد مرحله دو؛ درسته؟

آقای پایداری:  بله درسته؛ پوشش می‌ده! منتها ببینید اگر تاریخچه سوالت مرحله دوم المپیاد زیست‌شناسی رو بررسی کنیم در مورد خیلی از مباحث اینطور نیست! مثلاً در مورد مبحث فیزیولوژی یا بیوشیمی، ما به کرّات سؤالاتی داشتیم که توی مرحله‌ی دوم اومدن و برای پاسخ‌گویی به اون‌ها، کمپل کفایت نمی‌کرده. حتی داشتیم سوالاتی که توی مرحله اول هم کمپل کفایت نمی‌کرده! اما درصد این سوالات خیلی کمه. می‌خوام بگم فرمایشات شما صحیح هست منتها نه به این ترتیب که حالا کمپل دیگه همه چیز رو پوشش میده. حتی برای مرحله اول هم با وجود اینکه کمپل کتاب اصلی هست ولی باز هم باید چیزهای دیگه‌ای هم خونده بشه و اگه کسی می‌خواد مدال بگیره، رفرنس‌های دیگه رو هم باید بخونه.

آقای خالقی:   بالاخره مدال و مرحله دوم با کمپل امکان پذیر نیست؟

آقای پایداری:  امکان پذیر می‌تونه باشه درصدش خیلی پایینه. از نظر آماری خیر.

آقای خالقی:   همه چیز در المپیاد زیست ممکنه حتی اینم ممکنه! خیلی هم خوب! پس بریم سراغ سر فصل‌های یکمی جدی‌تر از فیزیولوژی.

آقای پایداری:  در فیزیولوژی همونطوری که عرض کردم مبحث فیزیولوژی جانوری مهمتر هستش! در مباحثی که در فیزیولوژی جانوری هست مباحثی که خیلی مهمه و بچه‌ها باید بخونن فیزیولوژی سلولی، یک مبحث اولیه هست. فیزیولوژی سلول یعنی ساز و کار اندامک‌ها که هر کدوم از اندامک‌ها چه‌کار می‌کنند. این بخش در بحث بیوشیمی و سلولی مولوکولی هم تا حدودی دخالت داره. مهم‌ترین مبحث هم فیزیولوژیِ غشاء هست. درواقع فیزیولوژی غشاء، پلاسمای سلول رو معرفی میکنه. که اون رو بچه‌ها باید از رفرنس‌هایی مطالعه بکنن که در مورد رفرنس‌ها، بعدتر صحبت خواهم کرد. از غشاء که بگذریم بحث فیزیولوژی عصب هست، فیزیولوژی اعصاب، عضلات و فیزیولوژی گردش خون و فیزیولوژی قلب.

عملا من می‌خوام اولویت بندی کنم. چیزهایی که الان گفتم میشه اولویت اول بچه‌ها! فیزیولوژی کلیه و مواد زاید رو بهش اضافه کنیم هم بد نیست. ما از این بخش‌ها سوال زیاد داشتیم. مبحث دوم میشه فیزیولوژی درون‌ریز. بحث هورمون‌ها و واحد درون‌ریز و سایر مباحثی که میمونه، میشه فیزیولوژی تنفس و گوارش و تولید مثل و بقیه مباحثی که هست، انرژی و ...

آقای خالقی:   این‌ها هر کدومشون لازمه که سر فصل جدا براشون مطرح بشه یا نه؟ چون من اون چیزی که شنیدم فیزیولوژی قلب معمولاً مهم بوده و بحث ECG! احتمالاً این دو تا رو توی فیزیولوژی باید به عنوان منبع جدا بخونن و اینکه شما فیزیولوژی رو مرتبط کردید با بیوشیمی. من یکمی ترسیدم یعنی منِ المپیادی بیام از کجا شروع بکنم یعنی اگر بحث فیزیولوژی رو بخونم بعد اگر اینا از هم جدا باشه چیزی کم نمی‌آرم که مثلاً این به جای دیگه‌ای ارجاع داده باشه و نفهمم که داستان چیه کلاً؟

آقای پایداری:  اجازه بدید اول سرفصل‌ها رو تموم کنم، بعد یادم بندازید که دوباره به این سوالتون برگردیم و حتما جواب بدیم که اول چی رو بخونیم بهتره!

تا اینجا از مباحث فیزیولوژی؛ این که گفتید باید کتاب جدا بخونم؛ نه! نیازی نیست. حالا اگر یکی دو دور توی دوره تابستونی به بچه‌ها مباحث قلب و نوار قلب تدریس شده و رفتن جداگونه براشون رفرنس گفتن به این معنی نیستش که برای سوالاتش باید برن کتاب دیگه‌ای بخونن! یک رفرنس، اگر خوب مطالعه بشه واقعاً می‌تونم بگم کافیه! و اون رفرنس خوب برای بحث فیزیولوژي که همه‌ی مباحث رو می‌پوشونه و کتابی که بچه‌ها توی سنوات اخیر مطالعه کردند کتاب فیزیولوژی گایتون هست. من یه چیزی رو جا داره همینجا در مورد این کتاب به بچه‌ها بگم که فیزیولوژی گایتون، فیزیولوژی پزشکیه. یعنی درسی هست که بچه‌ها توی ترم 3 و 4 پزشکی و توی مبحث علوم پایشون میخونن. پس یک کتاب دانشگاهی هست و ابدا کسی نباید فشار روش باشه که در همون وهله اول بفهمه این کتاب چی میگه. فیزیولوژی پیش زمینش علوم آناتومیه، یعنی ما انتظار داریم یک کسی که فیزیولوژی می‌خونه آناتومی رو تا حدی بلد باشه! حتی کتاب گایتون با اینکه یک کتاب پزشکی هست یه مقداری، پاتولوژی «آسیب شناسی» گفته؛ یعنی بحث بیماری‌ها رو هم توی هر کدوم از گروه‌ها باز کرده. می‌خوام به بچه‌ها بگم درسته ما فیزیولوژی رو می‌گیم فیزیولوژی گایتون بخونید. ولی آیا همه رو از الف تا ی بریم بخونیم؟ اگه من نفهمیدم اینجای کتاب داره چی می‌گه چکار باید بکنم؟ ببینید با وجود اینکه کتاب گایتون به عنوان رفرنس اوله، اما فیزیولوژیش بیشتر مطرح بوده. توی این سال‌ها برای فیزیولوژی بیشتر ازش استفاده کردن و قسمت‌های آناتومیش و پاتولوژیش رو اگر بچه‌ها به مشکل برخوردند و دیدند که اصلاً نمی‌فهمند نباید بترسند. این مشکل عدم وجود رفرنس تخصصی توی المپیاد زیست‌شناسی، یکی از مهمترین مشکلات المپیاد زیسته ولی حداقل من می‌تونم بگم برای مباحثی مثل فیزیولوژی غشاء و عصب و به‌خصوص فیزیولوژی، عصب، عضله و سیستم حسی؛ همون کتاب مبانی فیزیولوژی انتشارات دانش پژوهان جوان جلد اول فکر کنم منبع خوبی باشه. چون هم مرحله اول رو می‌پوشونه و هم مرحله دوم و یه سری از مباحث دوره رو هم مروری برش کرده. یعنی در اون سطحی هست که بچه‌ها بتونن بهش اعتماد کنن.

آقای خالقی:   گایتون رو بخونن یا کتاب شما یا ...

آقای پایداری:  من پیشنهادم اینه که فیزیولوژی غشاء هم توی گایتون هست هم توی کتاب مبانی فیزیولوژی جلد اول من. توصیه می‌کنم از هر دو بخونن باز همون مبانی فیزیولوژی کفایت می‌کنه! چرا؟ چون خیلی مهم و سوال خیزه یعنی هر چقدر مبحث فیزیولوژی غشاء مطالعه بشه ایرادی نداره و بچه‌ها هم باید روش وقت بزارن. در مورد مبحث اعصاب به نظر بنده توی مبانی فیزیولوژی قوی‌تره یعنی توی اون کتاب چون توی تالیفش از رفرنس‌های اصلی گایتون استفاده شده، می‌تونم بگم از گایتون خیلی قوی‌تر هست. یعنی درواقع خیلی بهتر سرفصل رو می‌پوشونه. در فیزیولوژی عضله‌ی اسکلتی هم، کتاب مبانی فیزیولوژی چیزی کم نداره توی حسی هم از گایتون بهتره.

آقای خالقی:   چقدر کتاب خوبیه!

آقای پایداری:  می‌تونم بگم حداقل این چهار تا فصل رو مبانی فیزیولوژی رو خوب بخونن، اگر کسی این چهار تا مبحث رو از کتاب مبانی فیزیولوژی خوند، گایتون رو نخونه ایراد نداره.

آقای خالقی:   یعنی جلد یکش! جلد دوش هم که چاپ نشده، انشالله در مورد جلد دوش هم همین رو بگیم.

آقای پایداری:  حالا بریم موضوعی سراغ اون سرفصل‌هایی که توی مبانی فیزیولوژی نیست. که باید توی کتاب گایتون هم‌ارزش رو بخونن. کتاب دیگه‌ای هم هست مثل مثلاً فیزیولوژی برن و لوی یا کتاب فیزیولوژی گانون رو داریم. این‌ها رو ممکنه بچه‌ها بعضاً اسمشون رو شنیده باشن.

آقای خالقی:   من یه وقتایی دیدم که توصیه می‌کنن برن و لوی حتما خونده بشه؛ منتها بعد از گایتون. این توصیه چقدر حرفه‌ایه؟

آقای پایداری:  نه واقعاً؛ اینکه بگم حتما باید این کار رو بکنن. ببینید کتاب خوبیه منتها باز می‌دونین کلاً در مورد کتاب خوندن، ممکنه شما یه کتاب رو بخونید و بگید اَه چه کتاب بدی، من اصلاً نفهمیدم چی میگه، ممکنه من بخونم و بفهمم.

آقای خالقی:   یکمی حسی هم هست.

آقای پایداری:  حسی و سلیقه‌ایه، ممکنه دانش‌آموزان مختلف بعضاً مطالعه می‌کنند نظرشون فرق داشته باشه. من برن و لوی و گانون رو به عنوان جایگزین گایتون میبینم.

آقای خالقی:   آیا این داستان رو داریم که یک سرفصلی رو که خیلی مهم باشه یه کتاب خیلی خوب گفته باشه ولی یه کتاب خیلی ضعیف؟ مجبور باشیم بگیم اگه می‌خوای یه تیکه رو خیلی خوب بخونی برو از اونجا بخون اینو؟ مثلاً کلیه رو اگه بخوام خوب بخونم از گایتون بخونم، خوب توضیح نداده و باید برم از برن و لوی بخونم؟

آقای پایداری:  بله فهمیدم، ببینید! همچین چیزی هست، مثلاً بچه‌ها می‌گن برای فیزیولوژی اعصاب حالا نگیم عصب؛ «فیزیولوژی سیستم اعصاب مرکزی» کتاب گانون خوبه. من هم خودم مطالعه و نگاه می‌کردم به نظرم خوب بود بچه‌ها هم می‌گفتن! حالا برای مثال همون مبحث گردش خون قلب رو می‌گن حتما گایتون رو بخونید. چیزهای این‌جوری هست ولی باز هم اختلاف اونقدر نیست که نیاز باشه بچه‌ها درگیرش بشن.

آقای خالقی:   بچه‌ها ذهنشون رو مشغول این بخش‌ها نکنن؛ بشینن درسشون رو بخونن. می‌بینم بیشتر وقت‌ها انرژی‌ای که بچه‌ها به‌صورت هرز برای این صرف می‌کنن که ببینن گایتون رو بخونن یا برن و لوی رو و ... خیلی بیشتر از اون چیزیه که خوندن گایتون و برن و لوی با هم ازشون می‌گیره. پس یکی یا هر کدوم از این‌ها رو توصیه می‌کنید. احتمالاً سر‌فصل‌های بعدی هم به همین شکله! من این موضوع رو پس دیگه چند باره پس از شما نمی‌پرسم.

آقای پایداری:  دقیقاً همین شکلیه، خب این از مبحث فیزیولوژی یعنی گایتون و این‌ها هستش.

آقای خالقی:  یه سوال دیگه اینکه فیزیولوژی انسان رو با جانوری جدا می‌کنید معمولاً؟ دیده بودم آقای خسروی یه کتاب نوشته بود راجبش؛ کمی توصیح می‌دید؟!

آقای پایداری:  حق با شماست کتاب گایتون یک کتاب فیزیولوژی پزشکیه و فقط انسانیه، سوالات فیزیولوژی هم اگر نگاه کنیم 80، 90 درصد فقط فیزیولوژی انسانی بوده ولی 10، 20 درصد فیزیولوژی حیوانی هم بوده که مثلاً فرض کنید به‌عنوان‌مثال می‌گه سیستم گردش خون توی خزنده‌ها چگونس! خب اگه کسی گایتون رو به تنهایی بخونه نمی‌تونه به این سوال جواب بده! اما اینکه چی باید بخونه، همون که گفتم! زیست‌شناسی عمومی تا حدی این‌ها رو پوشش می‌ده. اگر می‌خوان تخصصی‌تر باز مطالعه کنند، بجز مبانی فیزیولوژی متأسفانه در حال حاضر کتابی که برای فیزیولوژی جانوری خوب نوشته باشه توی بازار برای المپیاد نیست. [البته به نظر بنده!] حالا در این شرایط میشه رفت سراغ یه سری از تکنیک‌ها مثل خوندن کتاب رفرنس لاتینی که هنوز ترجمه نشده. البته اگر بخوان بخونن، همون‌طور که عرض کردم درصد سوالاتش چون خیلی کمه، [10 درصد تا 20 درصد سوال‌هاست] خیلی توصیه نمیکنم فعلا!

آقای خالقی:   مرحله 2 رو روی قبول شدن یا نشدن بچه‌ها تمایزی قایل نمی‌شه اما احتمالاً برای طلا شدن دیگه بحث فرق می‌کنه؟

آقای پایداری:  حتی در اونجا هم نه لزوما! فقط اگر تو دوره بهشون بخش بدن رو یاد بدن. چون حداقل توی یکی دو سال اخیر من ندیدم که مبحث فیزیولوژی جانوری رو خیلی بخوان تخصصی به بچه‌ها بگن. واقعاً هم توی یکی دو دوره اخیر فقط فیزیولوژی انسانی بوده و از همون چیزی که خودتون گفتین فیزیولوژی قلب و نوار قلب خیلی تخصصی بهشون درس داده شده ولی همون 90 درصد، اون چیزی هم که از فیزیولوژی جانوری [نه انسانی] باید بلد باشن همون کمپل رو خوب بلد باشن کافیه.

آقای خالقی:   مبحث بعدی گیاهیه! اگر موافق باشید بریم مبحث بعدی. گیاهی رو زیر مجموعه مبحث فیزیولوژی می‌گین یا کلاً جدا می‌کنین؟

آقای پایداری:  نه کلاً، در مورد گیاهی کتابی که هست و بچه‌ها باید مطالعه بکنن من کتاب الفبای گیاه‌شناسی رو توصیه می‌کنم از انتشارات دانش پژوهان جوان. حداقل برای مرحله اول به بچه‌ها می‌تونم بگم که قطعاً کافی هست ولی اگر برای مرحله دوم می‌خوان کتاب اصلی رو بخونن؛ کتاب فیزیولوژی گیاهی تألیف تایز و زایگر هست که ترجمه هم شده، جهاد دانشگاهی مشهد ترجمه کرده بود قبلاً که ترجمه بهتری بود اما الان هم خانه‌ی زیست‌شناسی مجدداً ترجمه کرده که البته به نقل از تعدادی از بچه‌ها میگم؛ ترجمه‌ی خوبی شاید نباشه! من از چند نفر از بچه‌ها که خونده بودن بازخورد خوبی از کلمات نگرفتم. اون ترجمه یه خورده سنگینه. اگر بچه‌ها یه مقداری مشکل داشتن من از اون چاپ جهاد دانشگاهیش باز خورد بهتری گرفتم [اگر اونو گیر بیارن]. توی سرفصل‌های گیاهی مبحث فتوسنتز خیلی حائز اهمیته یعنی ما تقریباً هر سال ازش سوال داریم. من به بچه‌ها توصیه می‌کنم که سه تا فصل فوتوسنتز کتاب تایز و زایگر رو حتما برای مرحله‌ی 2 مطالعه کنن. در مورد مباحث دیگه‌ای که توی گیاهی هست، فیزیولوژی خاک وجود داره و بعد مبحث نقل و انتقال آب و مواد معدنی که از این هم سؤال زیاد داشتیم که کلا همین کتاب کفایت می‌کنه.

آقای خالقی:   چند صفحه است؟

آقای پایداری:  فکر می‌کنم حدود 500، 600 صفحه هست. البته ناگفته نماند که قسمت اعظمی از حجم کتاب تایز و زایگر بحث هورمون‌های گیاهیه که خوشبختانه تا الان سؤال ازش کم داشتیم که توی کتاب درسی هم مطرح شده و توی کمپل به اندازه‌ی کافی در موردش توضیح داده شده و به نظر من دیگه نیازی نیست تایز و زایگر بخونن. در مورد کتاب‌های دیگه‌ای هم که وجود داره کتاب زیست‌شناسی گیاهی هست؛ انتشارات مدرسه تألیف روست و همکاران که این کتاب هم سال‌ها به عنوان منبع تدریس سنتی بوده و ازش سوال میومده باز هم به بچه‌ها توصیه می‌کنم که اگر این کتاب رو تونستند پیدا کنند. چون کتاب نسبتاً قدیمی هست، فکر می‌کنم تجدید چاپ هم نشده. اینو کاملاً مطمئن نیستم که دارم می‌گم اما اگر به این کتاب دسترسی داشتند مباحث آناتومی گیاهی رو که شامل ریشه و ساقه و برگ و دانه و میوه و این مباحث می‌شود حتماً از کتاب روست مطالعه کنند و اسلایدهاش رو ببینند. توی گیاهی این هم اضافه کنم علاوه بر کتاب‌هایی که نام بردیم هرچقدر بچه‌ها اون مقاطع گیاهی رو بیشتر ببینن چون سوال زیاد داشتیم ازش، بیشتر به دردشون می‌خوره و براشون مفیدتره. هرچقدر که بیشتر مقاطع، [نه اینکه بخوایم مطالعه کنن] عکس ببینن بهتره.

آقای خالقی:   آها من چون خودم خیلی فاصله دارم با دنیای زیست‌شناسی فکر می‌کردم مقطع منظور چیه؟

آقای پایداری:  برشی از ساقه است.

آقای خالقی:   بعد ازشون می‌پرسن که مثلاً این چیه؟

آقای پایداری:  آره این چیه؟ آبکشه؟ به‌عنوان‌مثال آوند چوبیه؟ ما از این قسمت هم سوال زیاد داشتیم. این مبحث رو هم اگر از کتب مختلف ببینن بهتر هست. حالا اگر خیلی بخوایم ریزتر بشیم مثلاً مولوکولوژی گیاهی میشه خیلی رفرنس‌های زیادی معرفی کرد ولی به نظر من همین دو سه تا کتابی که اسم بردیم قطعاً کفایت می‌کنه.

آقای خالقی:   بسیار هم عالی! فکر کنم دیگه در مورد گیاهی چیزی رو جا ننداخته باشیم. فک کنم سرفصل بعدی بیوشیمی باشه، درسته!؟

آقای پایداری:  آره، بریم سراغ بیوشیمی. در مورد بیوشیمی باز توی مرحله اول چون یکمی سطحش پایین‌تره همون کمپل کفایت می‌کنه اما برای مرحله دوم ما چند سال پشت سر هم از کتاب بیوشیمی استرایر که انتشارات‌های مختلفی ترجمش کردند، سوال داشتیم. انتشارات خانه زیست‌شناسی این کتاب رو ترجمه کرده اخیراً! ترجمه‌ی نسخه‌ی 2012 این کتابه. خیلی هم خوب ترجمه شده. فکر میکنم در دو جلد ترجمه کردن و همه‌ی سوالاتش رو هم گذاشتن. در مورد مباحثش هم: ما بیوشیمی رو دو قسمت می‌کنیم بیوشیمی ساختار که شامل مبحث آب و بافرها، آمینو اسیدها و پروتئین‌ها، اسیدهای نوکلئیک، کربن‌ها و کربوهیدرات‌ها می­شه یعنی ساختارهای بیومولکول‌های اصلی. بچه‌ها بیوشیمی ساختار رو توی المپیاد زیست‌شناسی اگه می‌خوان سوال‌های مرحله دوم رو جواب بدن، به نظر بنده باید همه این‌ها رو بخونن یعنی این 4، 5 مبحث رو که خدمت شما عرض کردم رو مطالعه کنند. آب و بافرها، به‌خصوص آمینو اسیدها و پروتئین‌ها و آنزیم‌شناسی. آنزیم‌شناسی از قلم نیفته چون ازش سوال داشتیم. که همش رو باید بخونن. این از بیوشیمی ساختار. بیوشیمی متابولیسم هم داریم که درباره واکنش‌هایی هست که در سلول‌های زنده انجام میشه. در مورد واکنش‌های متابولیک هم، کتاب استرایر قطعاً کفایت می‌کنه چون کتاب دانشگاهی هست ولی آیا به این معنی هست که بچه‌ها همه‌ی استرایر رو بخونن؟ ابداً!  بیوشیمی‌ای که استرایر گفته خیلی زیاده. من توصیم به بچه‌ها این هست که مبحث کاتابولیسم و کربوهیدرات‌ها و چربی‌ها رو مطالعه کنن. که این دو تا مبحث هم سه تا فصل بیشتر از استرایر نمیشه. مطالعه بکنن کفایت می‌کنه! تا حالا سوالی بیشتر از این نداشتیم. کتب دیگه‌ای هم که تو این زمینه هست؛ کتابی مثل بیوشیمی لنینجر رو داریم که اگر این مباحثی که الان عرض کردم رو از اینجا بخونن کافی هستش. این یه سوال قدیمیه توی المپیاد زیست که بچه‌ها می‌گن آقا استرایر بخونیم یا لنینجر؟ من می‌تونم بگم ببینید با کدوم راحتید واقعاً اونقدر تفاوت ندارن. ولی به‌نظر میرسه طرز بیان مسئله توی مبحث بیوشیمی ساختار در کتاب لنینجر بهتر باشه، این نظر من باز هم از بازخوردی ناشی میشه که از بچه‌ها گرفتم. حداقل در مورد مبحث آمینو اسیدها، پروتئین‌ها و آنزیم‌شناسی و در مورد مبحث بیوشیمیِ متابولیسم، به نظر می‌رسه که استرایر با جزئیات بیشتر مبحث رو باز کرده. در مورد بیوشیمی ناگفته نماند که بچه‌ها تا می‌تونن باید سوال حل کنن. چون در بیوشیمی و در مبحث‌هایی مثل بافرها، مثل آمینو اسیدها و ... سوال حل کردن خیلی مهمه.

آقای خالقی:   از کجا سوال حل کنند؟

آقای پایداری:  من توصیم اینه که کتاب استرایر رو اگر بچه‌ها مطالعه می‌کنن [حتی اگر لنینجر می‌خونن] سوالات آخر فصل کتاب استرایر رو حتماً حل کنن یعنی چند دوره حداقل در مرحله دوم ما، سوال عیناً از سوال‌های استرایر کپی شده بود. ولی واقعاً در مورد بیوشیمی تجربه ثابت کرده که بچه‌ها هر چقدر بیشتر سوال ببینن بهتره. حتی می‌تونن سرچ کنن سوالات IBO رو درواقع سوالات جهانی رو نگاه کنن که همون هم خیلی خوب میتونه کمک کنه.

آقای خالقی:   سوالات المپیاد جهانی رو می‌تونن به عنوان مرحله اول حل کنن یا مرحله دوم؟

آقای پایداری:  به عنوان مرحله اول حل کنند. ولی مرحله دوم حساب کتابش جداست. در مورد بیوشیمی ممکنه بچه‌ها رفرنس‌های دیگه رو شنیده باشن مثلاً بیوشیمی هارپر داریم که بیوشیمی پزشکیه؛ بیوشیمی دپلین رو داریم، گوت اند گوت رو داریم. اینا رفرنس‌هایی هست که کسی که خیلی بیوشیمی دوست داره و می‌خواد به قول معروف برای خوش گذرونی بخوندشون و به المپیاد کار نداره. من می‌خوام بگم برای مرحله دوم استرایر و لنینجر قطعا کفایت می‌کنه یعنی واقعاً چیز بیشتری بچه‌ها نمی‌خواد بخونن. اینم از مبحث بیوشیمی!

آقای خالقی:   ژنتیک رو داریم، سلولی ملکولی، اکولوژی، رفتارشناسی و تکامل رو داریم.

آقای پایداری:  این سه مبحثی که گفتیم خب مباحث اصلی بودن اگر موافق باشید بریم سراغ مبحث سلولی ملکولی، زیست‌شناسی سلولی ملکولی در مورد اندامک‌ها و اتفاقاتی که در مورد سلول‌ها میوفته بحث می‌کنه. اگر شما یک کتاب منبع سلولی مولکولی رو باز کنید و نگاه کنید متوجه می‌شید که چند فصل اول این کتاب اختصاص پیدا کرده به بعضی از مباحثی که تا الان دربارشون حرف زدیم مثل فیزیولوژی غشاء یعنی کتاب‌های سلولی مولکولی هم غشاء رو بحث می‌کنند؛ چون بخش مهمی از سلول‌ها به شمار میره یا ممکنه دو سه تا فصل در مورد فیزیولوژی متابولیسم صحبت کرده باشند. من توصیم به بچه‌ها این هستش که این مباحث رو از کتاب بیوشیمی بخونن. یعنی اگر یک کسی مباحث رو از کتاب بیوشیمی بخونه بهتر هست. خود مباحث خالص سلولی شامل چیا میشه!؟ پنج، شش تا مبحث بیشتر نیست. فیزیولوژی غشاء رو که بزاریم کنار شامل مبحث اسکلت سلولی میشه. اینکه سلول چه اجزایی داره اسکلت سلولی و عملکردش چگونه هست؟ بحث نقل و انتقالات اجزا سیستم غشایی در داخل سلول به‌عنوان‌ مثال واکوئل‌ها، لیزوزوم‌ها یا اندامک‌های غشا که داخل سلول‌ها هستند و ... که ممکنه بچه‌ها باهاشون آشنایی داشته باشن، اینکه چه‌جوری به قسمت‌های مختلف حرکت می‌کنند؟ چه کارهایی انجام می‌دن؟ مبحث ارسال و بسته‌بندی پروتئین‌ها رو میشه گفت که این هم مبحث مهمیه. چرخه‌ی سلولی رو هم باید بخونند و مبحث دیگه‌ای که می‌مونه ارتباطات بین سلولیه. ولی کلاً 5، 6 تا فصل بیشتر نیست. یه بار دیگه می‌خوام بگم اسکلت سلولی، نقل و انتقال اندامک‌های غشاءدار درونی، ارسال و بسته‌بندی پروتئین‌ها، چرخه سلولی و ارتباطات سلولی؛ این 5، 6 تا مبحث رو باید مطمئن باشن که پوشش دادن تا حداقل بگن که من اطلاعات لازم برای مرحله دوم رو دارم [که اتفاقاً کار سختی هم نیست] یعنی از نظر زمانی وقت زیادی از بچه‌ها نمی‌گیره.

از نظر مولکولی چی حالا؟! در مورد مولکولی یه عده از بچه‌های المپیادی معتقد هستند که ما مبحث مولکولی رو باید از زیست‌شناسی سلولی جدا کنیم. مبحث مولکولی هم مهمه یعنی تا حالا سوال ازش کم نداشتیم که شامل چه زیرفصل‌هایی میشه؟ اینکه ساختار DNA به عنوان ماده‌ی ژنتیکی چگونه هست؟ چگونه در داخل سلو‌ل‌ها فشرده میشه؟ چگونه مورد همانندسازی قرار می‌گیره؟ چگونه RNA از روی اون ساخته می‌شه؟ چگونه پروتئین ساخته می‌شه و در نهایت اینکه چگونه پردازش می‌شه؟ چگونه به اندامک‌هایی می‌رسن که باید مورد هدف قرار بگیرند [در کل این مباحث را پوشش می‌دهد] به انضمام مهندسی ژنتیک و تکنیک‌های نو ترکیب که در کتاب زیست پیش دانشگاهی به اون‌ها اشاره شده.

آقای خالقی:    این سرفصل‌ها را بچه‌های زیست می‌شناسند دیگه؟!

آقای پایداری:  بله! بچه‌ها اگر سرفصل‌های کتاب‌های درسیشون رو نگاه کرده باشند، می‌فهمند که من در مورد چی دارم صحبت می‌کنم! در کتاب چهارم یک اشاره‌ای به این سرفصل‌ها شده. این‌ها زیرفصل‌های مباحث ژنتیک مولکولی بود که خدمت شما عرض کردم. بعضی از بچه‌ها ممکنه بگن که ما یکی از این درس‌ها رو از روی کتاب سلولی خوندیم. آیا این‌ها ضرر کردن؟! ابداً! یعنی اطلاعاتی که برای مرحله اول و دوم لازم هستش، از کتاب‌های سلولی مثل کتاب آلبرتس بخونید [که الان می‌خواهم در موردش صحبت کنم] بد نیست. ولی ما کتاب بهتر از آلبرتس هم برای ژنتیک مولکولی داریم. مثلاً من کتاب ژنتیک مولکولی دکتر آل محمد رو که پیش از این رفرنس مرحله اول هم بوده، سال‌ها توصیه می‌کردم. بچه‌ها می‌تونن این کتاب رو بخونن، کتاب خوبیه. سادس، نگارش ساده‌ای داره و به‌خصوص اگر کسی با مبحث ژنتیک مولکولی آشنایی نداره کتاب آقای آل محمد واقعاً شروع خوبیه ولی کفایت نمی‌کنه؛ یعنی برای مرحله دوم باید چیزهای بیشتری بخونن. حالا اینکه چی بخونیم؟ کتاب‌هایی که باید بیشتر مطالعه کنن برای ژنتیک مولکولی، یکی کتاب واتسون هست که ترجمه شده به نام ژنتیک مولکولی واتسون. کتاب‌ دیگه‌ای هم که من شخصا خودم خوندم و خیلی دوست داشتم و به همه دوستان هم توصیه می‌کنم، کتاب مبانی زیست مولکولی و مهندسی ژنتیک هست چند فصل اون را بخونن از انتشارات مانی تالیف دکتر امتیازی هم هست اگر اشتباه نکنم. کتاب خوبیه که نگارش روانی داره ولی به‌هرحال یک عده از مدرس‌ها حالا از بچه‌های المپیادی که توی المپیاد مدال آوردن و با اون آشنایی دارن ممکنه اعتماد نکنن به کتاب مثلاً چون مولفش یک استاد دانشگاه ایرانی بوده؛ و ژنتیک مولکولی هم مبحثیه که اگر رفرنس اصلی رو بخوانیم بهتره! این‌ها دیگه وسواس‌هایی هست که خود بچه‌ها دارند وگرنه در حالت کلی همین کتابی که گفتم «مبانی زیست‌شناسی و ژنتیک مولکولی» اون اطلاعات لازم را برای مرحله دوم داره. یعنی تا الان سوال مرحله دومی  نداشتیم که این کتاب راجع به آن حرف نزده باشه. در ژنتیک مولکولی بعضاً از تکنیک‌های ژنتیک مولکولی هم سوال زیاد میاد. در مورد روش‌های مهندسی ژنتیک و ژنتیک ترکیبی هم، بچه‌ها باز از کتاب‌هایی که گفتم باید مطالعه کنن، البته این به این معنی نیست که اگر کتاب‌هایی که الان اسم بردم رو نخونن نمیتونن از پس سوالات بر بیان. در مورد سلولی هم کتاب‌هایی که وجود داره، مثل زیست‌شناسی آلبرتس که بچه‌ها می‌شناسن [و بعضا مطالعه می‌کنن] کتاب خیلی خوبیه.

آقای خالقی:   که خانه زیست‌شناسی ترجمه کرده؟!

آقای پایداری:  دقیقاً! این کتاب تألیف یکی از بزرگترین زیست‌شناسان دنیاست. این کتاب تالیف پرورفسور آلبرتس هست که کتابش خیلی مفصله یعنی اگر بچه‌ها آشنایی داشته باشند کتاب آلبرتس اصلی یک تکست بوک 1000 صفحه یا 1200 صفحه‌ایه که با تمام جزئیات ترجمه نشده. این کتابی که که شما می‌فرمایید خانه زیست‌شناسی ترجمه کرده، کتاب اسنشیال یا مقدمات زیست‌شناسی سلولی آلبرت هست که همون هم کافیه. یعنی 6 تا فصلی که من الان گفتم را از این کتاب ترجمه شده اگر مطالعه کنند واقعاً کفایت می‌کنه. برای سلولی-مولکولی فقط این را هم اضافه کنم که این کتاب تکست لاتین هست یعنی ترجمه نشده. من این را هم فقط برای بچه‌های پیگیر اضافه می‌کنم [باز نه به این معنی که بچه‌ها باید این را بخونن] ولی چون کتاب خوبیه می‌گم. برای بچه‌هایی که مرحله دوم را براش خیز برداشتند، کتاب پرابلم بوک (مرجع مسائل آلبرتس) هم هست که کتاب بانک سوالات خوبیه؛ که این کتاب رو هم می‌شه از نمایشگاه کتاب تهیه کرد یا می‌شه سفارش بدن؛ حتی بعضی از کتاب فروشی‌ها هم دارند چون می‌دونن که متقاضی زیاد داره. توی این کتاب واقعاً سوالات خیلی خوبی دیدم.

آقای خالقی: بنابراین برای بچه‌های مرحله دویی، تو این سر فصل از این کتاب می‌تونن حل مسئله کنن!

آقای پایداری: این هم از مبحث سلولی مولکولی! بریم سراغ مبحث ژنتیک؛ در بحث ژنتیک همونطور که قبلا هم گفتم، قابلیت حل سوال بچه‌ها خیلی مهمه یعنی باید مطمئن باشند که به مهارت خوبی می‌رسن. اما اینکه ژنتیک شامل چه مباحثی میشه؟ ژنتیک کلاسیک همونطور که از اسمش بر میاد شامل مندلیسم و بقیه زیرشاخه‏هاش هست. حالا مندلیسم یعنی چی؟ سرفصل این کتاب بچه‌هایی که کتاب زیست‌شناسی سوم دبیرستان را خواندند آشنایی دارند که آقای مندل درواقع اولین ژنتیکیست‌ دنیا بوده؛ اولین ژنتیک‌دانی بود که به قواعد ژنتیک و بهتره بگیم پدیده توارث پی برد. یعنی چی می‌شه که مثلاً بچه‌ها به والدینشون شبیه‌ترند تا به افراد غریبه. پایه‌ی ژنتیک نظریه کروموزومی وراثت، یعنی اینکه ژن‏ها بر روی یک قطعاتی در هسته و عملاً بر اجزای مولکولی اون تحت عنوان کروموزوم‌ها قرار می‌گیرن. بچه‌ها باید این سرفصل‌‌ها رو مطالعه کنن و قواعد حاکم برشون مثل قوانین مندل [که این‏ها در کتاب درسی هم هست ولی برای مرحله دوم باید با جزئیات بیشتر و مفصل‏تر] رو بلد باشند. و علاوه‌بر این، نحوه‌ی توارث، شجره‌نامه‌ها، دودمان‌ها را باید بلد باشند، باید توارث تنظیمی را بلد باشند و ...

آقای خالقی:   تکامل هم در همین زیر مجموعه قرار می‌گیره؟

آقای پایداری:  تکامل با این مباحث هم‌پوشانی داره، ولی  زیرمجموعش نیست!

حالا یکسری چیزهای دیگر هم هست که تخصصی‌تره مثلاً آزمون‌های ژنتیکی که وجود داره در بحث دودمان‌ها یا بحث برهم‌کنش‌های بین ژن‏ها که این‌ها هر کدوم یک سرفصل داره. در کتاب‏های ژنتیک؛ ژنتیک جمعیت بحث پیوستگی‌هایی که ژن‏ها می‌تونن با هم دیگه داشته باشند و ...؛ کتاب‌هاییه که باید بخونن. اما برای مرحله اول من توصیم این هست که مباحث ژنتیک را از روی کتاب دکتر شاه‏نظر بخونن. هرچند که من خودم این کتاب رو دقیق نخوندم ولی به نظر میآد که کتاب خوبی باشه، حداقل در یک نگاه کلی که به کتاب داشتم نکات مثبت زیادی دیدم. ولی علاوه‌بر کتاب ژنتیک آقای شاه‌نظر، کتاب‌های دیگه‌ای هم هست. مثلا کتاب رفرنسی که بنده خودم هم مطالعه کردم و هنوز هم به بچه‌ها توصیه می‌کنم، کتاب «ژنتیک از دیدگاه حل مسئله» تألیف آقای ساسان امینی هست از انتشارات اندیشه‏سرا.

آقای خالقی:   تعداد سرفصل‏ها داره خیلی زیاد می‌شه. این سوال را از شما می‌پرسم که چقدر خوندن همه‌ی این‌ها در کنار هم مهمه؟!

آقای پایداری:  اگر مثلاً ساسان امینی را می‌خونن، یا کتاب ژنتیک حل مسئله مالکی را می‌خونن کفایت می‌کنه. باز می‌گم تعداد رفرنس‌ها میتونه نامتناهی باشه.

آقای خالقی: از یه جایی به بعد هم دیگه قاعدتاً خلاقیت بچه‌ها خیلی پررنگ می‌شه و قدرت تعمیم دادنشون! یعنی اگر دانایی اولیه‌ی یک موضوع رو داشته باشند، ولو اینکه مستقیم و کامل نخونده باشنش احتمالاً در یک کتاب دیگه، مشابه همون موضوع مطرح شده و خوندنش و باید خودشون بتونن نتیجه‌گیری کنن.

آقای پایداری:  بله؛ همینوطوره! اینجاست که خلاقیتی که شما می‌گید حائز اهمیت میشه و نقش کلیدی بازی میکنه. مثلاً خیلی از سؤالاتی که ما در المپیاد و بخش ژنتیک داریم از جنس تحلیل نموداره یعنی در مورد یک پدیده زیستی صحبت می‌کنه و یک نمودار می‌ده و از شما تحلیل می‌خواد. خب این چیزی نیست که مستقیما با دانش شما در ارتباط باشه. می‌تونیم بگیم غیرمستقیم یعنی اون توانایی و دانایی که در اون خلاقیت شما حائز اهمیت می‌شه.

این هم از ژنتیک که در مرحله دو سهمی در حدود 5 تا 10 درصد سوالات رو داره البته این سهم قبل‌ترها خیلی زیادتر بود ولی اخیراً کمتر شده و باقی سرفصل‌ها پررنگ‌تر.

آقای خالقی:   باز یک سوال بی‌ربط! کف قبولیه مرحله اول و دوم چقدره؟ یعنی می‌خوام بدونم این 5 درصد مثلاً چقدر نقش کلیدی بازی میکنه و آیا در المپیاد زیست این‌جوری هست که دانش‌آموزی که یک سر فصل زیست را نخونده بتونه از پس آزمون بر بیاد؟!

آقای پایداری:  اصلاً برای مرحله دوم اینطور نیست مثلاً اگر کسی اصلاً ژنتیک نخونه و هیچ آشنایی نداشته باشه ممکنه در مبحث فیزیولوژی اونقدر قوی باشه که به‌عنوان‌مثال از 40 سوال مرحله اول بتونه مثلاً این 15تایی که سهم فیزیولوژی هست را  درست بزنه و درصد خیلی خوبی بگیره.

آقای خالقی:   یعنی ما در حالت کلی توصیه می‌کنیم که به یه توازنی در همه سرفصل‌ها برسند؛ اما اگر هم نرسیدند نگران نباشند.

آقای پایداری:  دقیقاً. یکی دیگه از مباحثی که باقی می‌مونه سرفصل اکولوژی هست. مبحث اکولوژی دو زیر بخش داره. یکی اکولوژی عمومیه که شامل یک سری تعاریفه! مثل اینکه زیست‌کره یعنی چی؟ اکوسیستم یعنی چی؟ و ... بچه‌هایی که سال اول دبیرستان هستند آخر کتاب‏شون گفته مثلاً آشیانه اکولوژیک یعنی چی؟ زیستگاه یک جانور چی هست؟ این‌ها یکسری تعاریفی هست که بچه‌ها باید بدونن و انتظار هم می‌ره ازشون. قسمت دیگه‌ی اکولوژی، اکولوژی جمعیت و جوامع هست. اکولوژی جمعیت و جامعه، شامل ویژگی جمعیت‌هاست. مثلاً نرخ رشد چیه؟ چطور می‌شه حسابش کرد؟ و ... این همون بخشیه که سوالات ریاضی توش نقش کلیدی بازی می‌کنه و میشه از مدل‌سازی برای تحلیلش استفاده کرد. اکولوژی جامعه هم شامل روابطیه که بین گونه‌های مختلف در جامعه برقراره. مثلاً برخی از گونه‏ها انگل همدیگر هستند و بعضی‌ها ارتباط شکار و شکارچی دارند؛ این‌ها را در اکولوژی جامعه بحث می‌کنیم. بچه‌ها برای اکولوژی تا چندسال پیش می‏رفتن کمپل رو می‏خوندن و میشه گفت که کمپل تا حد خوبی هم همه‌ی سرفصل‌ها رو پوشش می‏داد. منتهی برای مرحله دوم اگر کسی فقط کمپل بخونه [بخصوص اگه سوالات مرحله دوم اکولوژی رو چند سال اخیر مرور کنیم] می‏بینیم که شاید کافی نباشه. حالا وقت اون هست که بچه‌ها کتاب اکولوژی جمعیت انتشارات دانش‌پژوهان جوان رو بخونن؛ حداقل برای مرحله اول دو فصل اولش یعنی فصل یک و دو که نود صفحه هم بیشتر نیست، با حدود نود و پنج درصد ضریب اطمینان میتونم بگم مباحث رو پوشش میده. اما فصل‌های سه و چهار این کتاب یه مقداری تخصصی‏تره. اکولوژی جمعیت و جامعه رو بحث کرده، مدل‏هایی رو گرفته که بیشتر برای مرحله دوم و حتی دوره بچه‏هاست. چیزی که تغییر کرده توی ویرایش دوم این کتاب، اینه که تقریباً حجمش یک و نیم برابر شده یعنی از نظر حجمی خیلی افزایش پیدا کرده.

اتفاقی که افتاده در چاپ جدید این هست که من به این نتیجه رسیدم که حداقل توی این کتاب یه قسمت‏های بیشتری از پایه تکامل و تنوع زیستی رو به کتاب اضافه کنم. با توجه به سوالاتی که بیشتر از این قسمت داشتیم و همین‏طور همپوشانی که از نظر مبحث، اکولوژی داره با مباحث دیگه مثل اکولوژی تنوع زیستی، بیوسیستماتیک، تکامل و حالا سایر مباحث دیگه‌ی زیست‌شناسی که حجم درس‌هاشون کمه ولی بهتره که دانش‏پژوهان زیست‏شناسی اون‌هارو همونطوری که اکولوژی رو میخونن بخونن و مطالعه بکنن! و البته حالا مدل‏های بیشتری هم در خصوص یک سری از روابط بین گونه‏ای دیگه هم اضافه شده که بد نیست باهاش آشنا بشن.

آقای خالقی: چون اکولوژی به دانش جبری قوی‌تری نیاز داره بین سرفصل‌هایی که تا الان معرفی کردید، فکر می‏کنم اون حد و مشتق و اون چیزایی که گفتید اینجا تنها جایی باشه که نیاز جدی بهش پیدا می‏کنن دیگه؟ یعنی مطالعه‌ی اکولوژی، پیش نیاز ریاضی داره! اول برید ریاضی 3 تون رو بخونید و بعد بیاید سراغ اینا ...

آقای پایداری: در خصوص اون قسمت‏هایی که مدل‌سازی‏های جمعیتی رو ارائه کرده، بله بهتر است بچه‌ها با مبحث تابع و حد و مشتق و اینایی که شما گفتید آشنایی داشته باشن.

آقای پایداری: این هم از مبحث اکولوژی. دیگه مباحث دیگه‏ای که هست مبحث تکامل هست و بیوسیستماتیک. برای تکامل و بیوسیستماتیک جفتش با همدیگه می‏تونم بگم بچه‏ها اگه کمپل رو مسلط باشن؛ کافیه. یعنی ما سوال تا حالا مرحله دویی بیشتر نداشتیم که از کمپل بالاتر باشه ولی عرض کردم مسلط باشن، یعنی در حد اون تعاریف و مباحثی که تو کمپل گفتن رو بلد باشن نه سرسری فقط روخونی کنند. برای رفتارشناسی هم باز یه عده فقط کمپل رو می‏خونن و میگن کافیه! بی‌راه هم نمی‏گن. در مورد رفتارشناسی کتابی که چند سال پشت سر هم، سوالات مرحله اول از اون اومد؛ مقدمه‏ای بر اکولوژیِ رفتار، تعریف کرپس و دیویس، انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد و ترجمه آقای وهاب‌زاده هست، این کتاب جزو کتاب‏هایی است که بچه‌ّها باید بخونن مخصوصا ۱۰ تا ۱۵ فصل اولش رو. الان دقیقاً حضور ذهن ندارم که چند فصل از کتاب ولی سوال مستقیم مرحله اولی و مرحله دومی زیاد از این کتاب طرح شده. کتاب سختی هم نیست، خیلی هم وقت از بچه‏ها نمی‏گیره و می‌تونن به سادگی مطالعه کنند.

آقای خالقی: بعد از کمپل دیگه؟

آقای پایداری: بله، بعد از کمپل باز اگه کسی مثلا فقط اینو خوند ولی کمپل رو نخوند ایرادی نداره، یک قاعده‌ی کلیه.

آقای خالقی: الان شما کلی سرفصل رو نام بردید و قبلاً هم گفتید که یک سال سومی هم میتونه نتیجه بگیره! و خوب یه سال سومی به‌خاطر محدودیت وقتش قطعاً نمیتونه همه‌ی این‌ها رو بخونه!

آقای پایداری: اگر الان بچه‏هایی که دارن الان حرف‌های بنده رو می‏شنون، اگه دانش آموز سال اولی یا دومی هستن، مثلا فرض دانش‌آموزای سال دومی من میتونم به شما این تضمین رو بدم که اگه دانش‌آموز سال دومی الان؛ از همین الان شروع بکنه به مطالعه روزی سه ساعت الی سه چهار ساعت حالا نمیگم کمتر! می‌تونه به نتیجه برسه، یعنی تا آخر سال سوم [نگیم همون سال اول بخوایم خیلی هم خوش بینانه نگاه کنیم] من می‏تونم تضمین کنم که مباحث رو یه‌دور می‌خونه! چیزایی که الان گفتم رو یه دور هم دوره می‏کنه یعنی می‏تونه دو دور بخونه!

آقای خالقی: تست هم زده و یعنی یه وضعیت خوبی داره!

آقای پایداری: آره یه وضعیت خوبی داره! میدونی چیزی که سخته توی مطالعه المپیاد با توجه به حجم مطالب اینه که بچه‌ها مطالب یادشون میره و باید پیوسته بخونن یعنی اگه شما فیزیولوژی رو خوندی بعد دوباره 6 ماه بعد اومدی سراغش بخونی ممکنه برات دوباره ناآشنا بشه چون یادت میره، یعنی باید حتما مرور بشه.

آقای خالقی: من احساس کردم بچه‌ها خیلی از سرفصل‌ها رو به‌صورت موازی بخونن بهتره! یعنی همواره باید ارتباطشون با همه یا بیشتر سرفصل‏های المپیاد زیست‏شناسی وجود داشته باشه!؟

آقای پایداری: نه! راستشو بخواید خیلی اینطور نیست شاید در یکی از رشته‏ها، مثلاً بیوشیمی و سلولی مولکولی خیلی به هم پیوسته باشن و ارتباط معنایی داشته باشن ولی نه مثلاً کسی گیاهی بخونه حالا خیلی هم ربطی نداره به باقی سرفصل‌ها.

آقای خالقی: حالا یه بار بخونه و تموم بشه!؟

آقای پایداری: آره می‏تونه این‏کارو بکنه، و کاری هم که شما گفتین رو بکنه.

آقای خالقی: خلاصه‏برداری و از این کارها هم توصیه می‌کنید؟

آقای پایداری: خیلی جواب میده! آره خلاصه برداری اگه بخوان و اگه وقت کنن، مثلاً یه دانش‌آموز سال سومی که میخواد شروع کنه به خوندن و خیلی هم اصرار داره که تمام این رفرنس‌ها رو مطالعه بکنه، خوب ممکنه خیلی نرسه همه‌ی بخش‌ها رو خلاصه‌برداری کنه. ولی اگر فکر میکنه که زمانش رو داره [سال اول و دوم] قطعاً خلاصه‏نویسی خیلی خوبه جواب خودشو پس داده به عنوان یک روش مطالعاتی و توصیه میشه. ولی خلاصه‏نویسی نه به این ترتیب که 10 صفحه رو بکنن 9 صفحه یا 15 صفحه یعنی حتی بیشتر بشه J. میتونم برای این که یک مقیاس خوب بدم به بچه‌ها، بگم که حداقل تو المپیاد زیست و کتابایی که وجود داره، هر سه صفحه باید بشه یک صفحه!

آقای پایداری: اینکه که گفتید با حجم زیاد منابع باید چکار کرد! ببینید باز من برمی‏گردم به حرف اولم. اگه از من بپرسی که یه دانش آموز سال سومی هستم کتاب‌های درسی رو هم نخوندم تا الان آیا امکانش هست قبول بشم؟! من می‏تونم بگم قطعاً امکانش هست.

آقای خالقی: احتمالاً اگر بقیه بچه‌های المپیادی، این گفت‌وگو رو بخونن یه کمی عصبانی بشن! بگن کل تلاش‌های ما رو زیر سوال بردی با این حرف‌هات ....

آقای پایداری: ولی خب، واقعیت اینه! احتمالش هست. ولی بازم میگم اگر بخوایم آماری نگاه کنیم؛ شما اگر بچه‌هایی که مدال طلا آوردن رو ازشون بپرسیم؛ معمولاً مطالعه کردن! یعنی رفتن و در واقع کسانی بودن که توی هر کدوم از این سرفصل‌هایی که گفتم یه حرفی برای گفتن داشتن یعنی قطعاً مطالعه کردن. در کل باید بچه‌ها وقت بزارن بخونن ولی من برمیگردم سر حرف اولم از هرکدوم از این مباحث یه رفرنس بخونن؛ نه همه فصل‏هاشو حتی چیزایی که الان اسم بردم مطالعه بکنن و روشون عمیق‌تر بشن جواب خودشون رو می‌گیرن.

آقای خالقی: خیلی خوب، حالا به چه ترتیب بخونن؟

آقای پایداری: راستشو بخواهید تجربه نشون داده که خیلی فرق نمی‌کنه؛ یعنی به نظر نمی‌رسه اگه یکی اول بره مثلاً بیوشیمی بخونه بعد مثلاً مولکولی بخونه بهتره!

آقای خالقی: موازی پیش بردن رو حتی تو سرفصل‌های ویژه‌ای هم توصیه نمی‌کنید؟

آقای پایداری: ببینید من با خیلی از طلاهای بعد و قبل خودمون که صحبت کردم، از خیلی روش‌های مختلفی برای رسیدن به هدفشون استفاده کردن؛ این‌طور بگم که برای رسیدن به خدا به تعداد آدم‌ها، مسیر روی زمین هست؛ به تعداد آدم‌ها روش‌های مختلفی وجود داره. یکی رفته اول بیوشیمی خونده یکی رفته فیزیولوژي خونده، یکی ژنتیک خونده و ... اینطور نیست که بگیم مبحث خاصی حتما باید اول خوانده بشه ولی یه سری چیزا هست مثلا توصیه میشه که گیاهی به‌خاطر ماهیت حفظی بودنش، اون آخرا خونده بشه که البته این دیگه به تشخیص خود دانش‌آموزه. یا اینکه مثلاً فیزیولوژی رو اون اول‌ها بخونن بهتره. برای یک سری از رشته‌ها مثل اکولوژی عمومی رو باز اون اول‌ها بخونن بهتره. ولی تکرار می‌کنم، این‌که بگیم خیلی پروتوکل خاصی داشته باشه، نه!  

آقای خالقی: خوب حقیقتش الان می‏دونم که خیلی بیشتر از اون چیزی که ازتون وقت اولیه گرفته بودیم، داریم با هم صحبت می‏کنیم و شما دارید بچه‌ها رو خیلی دقیق و خوب راهنمایی می‌کنید، بچه‌ها هم قطعاً دارن استفاده می‏کنن از بحث‌های ما، اما تقریباً به عنوان سوال پایانی میخوام ازتون بپرسم که ما می‌بینیم که خیلی وقت‌ها توی استان‌های مختلف المپیاد زیست‏شناسی در واقع جلوتر از تهران حرکت کرده و حالا برعکس بقیه المپیادها که معمولاً تهرانی‏ها، صدر تمام نمودارها رو به خودشون اختصاص دادن [هرچند که وقتی به طلا نزدیک میشویم ریزش تهرانی‌ها توش بیشتر میشه] اما زیست‌شناسی از همون اول هم بچه‌های غیر تهرانی هم توش موفق‏تر ظاهر شدند؛ علتش چیه؟ و اینکه این این سوال رو زیاد از ما میپرسن که کلاس چقد میتونه پررنگ و کمک‌کننده باشه؟ ما در شهرستان چقدر می‌تونیم تلاش کنیم که برنامه‏ریزی مدونی رو داشته باشیم؟ در مورد این هم یه توضیح مختصری بگید که حالا اگر تا اینجا از شنیدن این حجم زیاد منابع غافل‌گیر شدن، یکمی امیدوارتر بشن.

آقای پایداری: ببینید من می‏تونم بگم که حداقل تو این چندسالی که بنده تو مسیر المپیاد بودم خیلی زیاد به چشم دیدم و تجربه شخصیم هست که بچه هایی که مسلط بودن به خودشون یعنی خودشون مطالعه کردن، خودشون درک درستی از مسائل داشتن، مثلاً اگر جایی رو نفهمیدند رفتند پیداش کردند، یعنی اونقدر دنبال مطلب رفتن تا فهمیدن این مسأله چجوری حل می‏شه، اون آدمایی بودن که مستقل از شهر محل سکونتشون، تونستن نتیجه بگیرن!

آقای خالقی: که این کار هم، توی زیست شناسی به علت تعدد منابع و رفرنس‌ها، کار مشکلی نیست!

آقای پایداری: بله. من می‌دونم میشه! واقعا میشه و البته بالاخره المپیاد، المپیاده و سوالای المپیاد سخته نمیتونه عین سوالات کنکور باشه. به هرحال سوالاتی هم وجود داره که علاوه بر دانش [که عرض کردم اوایل صحبت‌هام] تجربه‌ و هوش شما رو هم می‏سنجه!

آقای خالقی: این نبود که اسمش رو نمی‌زاشتن المپیاد! مثل المپیاد شیمی [صدای خنده]

آقای پایداری: اگر اون دانش‌آموزی که گفتم این مباحثی که حل منطقی داره رو خوب بخونه و بدون معلم و ناظر مستقیم؛ کافیه! من نمیتونم بگم که واقعاً اون کسی که یکی پشت سرش باشه مثلاً بهش بگه اینو اگه نفمیدید جوابش اینه خیلی جلوتر می‌افته از کسی که به چنین فردی دسترسی نداره. البته باز هم در حالت کلی تو رشته زیست‌شناسی که دارید می‌بینید از بچه‌هایی که در دوره‌های قبلی مدال‌های طلا رو گرفتن از شهرهای مختلفی مثل تبریز، مشهد، اصفهان، تبریز، شیراز، کرمان و ... برمی‌گردن و در اون دبیرستان‌هایی که قبلاً توش بودن درس میدن و یه جورایی تغدیه میکنن مدرسه و سال پایینی‌هاشون رو. این‌ها حداقل کاری که می‌تونن بکنن این هست که رفرنس‌ها رو معرفی می‌کنند و بچه‌های شهر آشنایی بیشتری پیدا می‌کنند.

آقای خالقی: یعنی یک نمونه‌ای دم دستشون هست که میبینن و می‏گن: «این شد، چرا من نتونم بشم!» این گپ و گفت‌ها یکی از اهدافش اینه که جدا از این که بچه‌ها رو با سرفصل‌ها بیشتر آشنا کنه، به بچه‌ها بگه: «بچه‌هایی که قراره مدال بیارن خیلی ویژگی‌های خاصی ندارن» هرچند که ممکنه تو مدرستون نمونه‏اش رو نداشته باشید اما سطح آموزشی میانه ایران خیلی با هم متفاوت نیست و فاصله تا مدال معمولا فقط یک جو همت و خواستن به معنای واقعی کلمه هست!

آقای پایداری: دقیقاً همینطوره. پس یعنی اگه من بخوام نتیجه بگیرم از صحبت‌هام اگر یه دانش‌آموزی قابلیت حل سوال را داشته باشه یه بخش خوبش به هر حال ذاتیه و یه بخشش هم با حل زیاد سوال به دست میاد.

آقای خالقی: خیلی خوب، دستون درد نکنه. ولی من میخوام سوالات آخرمو یکم شخصی‌تر کنم! شما خودتون هم از اصفهان اگه اشتباه نکنم مدال طلاتون رو گرفتید. به بچه‌ها بگید که خودتون چقدر میخوندید و از کِی شروع کردید و این حرفاتون هم احتمالا باید در مورد خوتون هم صادق باشه دیگه!؟ درست میگم؟!

آقای پایداری: اگر بدونید خب من دیگه تو المپیاد جزو بابابزرگ‌هام! یعنی جزو قدیمی‌های المپیاد زیست‏شناسی حساب میشم. حداقل اون موقع کتاب‏هایی که مطالعه می‏شد اگر کسی مثلاً تو مبحث بیوشیمی کتاب استرایر رو می‌خوند، همه تعجب می‌کردن و می‌گفتن چقدر زیاد خونده ... مثلاً خیلی بلده ولی الان می‌دونید که هم حجم تعداد بچه‌هایی که شرکت می‌کنند زیاد شده و به هرحال دوره فرق کرده. سوالات ریزتر شده، بچه‏ها باید بیشتر مطالعه کنند. زمان ما اینجوری بود که بچه‏های دوم نمی‏تونستند امتحان بدن. می‏دونید که چند ساله که تو المپیاد زیست‌شناسی اینجوری شده که سال دوم‌ها هم می‌تونن امتحان بدن. اما زمان ما فقط سال سومی‌ها میتونستند امتحان بدن. من خیلی زود شروع کردم! از سال دوم به نسبت هم دوره‌ای‌هام و سال دوم رو خیلی خوب خوندم و سال دوم اولین مبحثی که خوندم [شما گفتین از کجا شروع کردم؟] ژنتیک مولکولی بود که تقریباً بدترین مبحثی بود که میشد انتخاب کرد! یعن خیلی تفاوتی نمی‏کنه؛ در صورتی که اگر من بیوشیمی پروتئین رو اول می‏خوندم، می‏فهمیدم که ژنتیک مولکولی چی می‏گه؛ اما من اول ژنتیک مولکولی خوندم بعدش کتاب رفتارشناسی رو خوندم و بعد چندتا بیوشیمی رو مطالعه کردم و .... سال سوم به خاطر اینکه دیگه بالاخره می‏گیم المپیاد حالت ریسکی داره بالاخره و یه مسیر تک حذفیه! اگه قبول نشدی حذف میشی و من هم به خاطر استرسی که گرفته بودم گفتم دیگه بچسبم به درس و مشق مدرسم رو بخونم و المپیاد رو یجورایی بی‌خیالش بشم. اما می‌دونید المپیاد یجورایی ترک ناپذیره. بالاخره ما یه چیزاییمون هم با المپیاد گره خورده. سال سوم مطالعم کمتر بود و مرحله اول رو تا جایی که خاطرم هست خیلی خوب دادم طوری که جزو ده نفر اول کشور شدم ولی مرحله دوم رو خوب ندادم و بعدش رفتم کتاب‌های گاج و کنکورو و ... رو گرفتم ولی به هر حال  نتیجه که اومد از مدرسمون قبول شدم و بعدش هم که دیگه توی دوره و بقیه‌ی داستان رو هم که می‌دونید ...

آقای خالقی: بعد دوره دوباره خودتون رو احیا کردین و جدی گرفتین قضیه رو و به اینجا رسیدید. خیلی هم خوب دستتون درد نکند ممنون ازتون خیلی وقتتون رو گرفتیم. احتمالا اگه نکته پایانی داری، با بچه‌ها اگه حرف آخری هست بگی و بیشتر از این وقتت رو نگیریم.

آقای پایداری: خواهش می‌کنم. من حالا یه صحبتی [نمی‏دونم حالا چجوری باید باشه ولی فکر می‌کنم که باید گفته بشه] ببینید المپیاد یه چیز خوبی که برای بچه‌ها داره اینه که اگر با بچه‌های مدال‌آور المپیاد زیست‌شناسی صحبت کنیم و بریم از سال‏های قبل بررسیشون کنیم برای اینکه ببینیم که چجور آدم‌هایی هستند، میرسیم به همون حرف اول شما! آدم‌هایی نیستن که خاص باشن آدم‌های عادی‌ای هستن که از مدارس اومدند امکانات خاصی نداشتند، تصمیم گرفتند عزمشون رو جزم کردند درست برنامه‌ریزی کردند و مطالعه کردند و قابلیت‏های خودشون رو شناختند؛ به یک شناخت خوب از خودشون رسیدند و در نهایت با تصمیمی که گرفتند به مدال طلا رسیدند و به مدال‏های دیگه ... به هر حال می‏خواهم بگم که مثل هر مسیر دیگه‌ای، رمز موفقیت در المپیاد زیست‏شناسی هم گرفتن تصمیم صحیح هست. برای این که بفهمی مردِ اون راه هستی. یعنی اون تصمیم رو بگیری و اون زحمت و اون وقت رو بهش اختصاص بدی. این کلیدی‏ترین نقطه‏ایه که شما رو به موفقیت المپیاد می‏رسونه. البته این رو هم بگم که المپیاد زیست حداقل در مورد تجربه چندین ساله‌ی بنده؛ فکر کنم المپیادی نیست که تو هرجاش حذف بشی تاریک باشه و به قولی ضرر کرده باشی....

آقای خالقی: خوب شد گفتید. یکی از سوال‏های آخرم این بود که اگه مدال نیارن، چیزی رو از دست دادن واقعاً؟

آقای پایداری: اینکه چه اتفاقی می‌افته رو بزار با هم‏دیگر یه دو دو تا چهار تا کنیم ببینیم چی می‏شه! اگه مرحله اول قبول نشید. مرحله اول چه وقت هست؟ مرحله اول همون بهمن میشه یا مثلاً برای بچه‏هایی که سال اول یا دوم هستن اگر قبول نشن که اتفاقی نیفتاده، چون عملاً یه بازه زمانی خیلی زیادی دارن که خودشون رو برای کنکور آماده کنن.

آقای خالقی: مگر اینکه خیلی تنبل باشی. همون کارایی که تو المپیاد زیست انجام دادید که تو مرحله اول قبول نشید رو برای کنکور هم انجام بدید می‌تونید یه رتبه‌ی 6 رقمی دربیارید. [صدای خنده]

آقای پایداری: چون درصد قبولی مرحله اول نسبتاً پایینه اگر خونده باشید و به سطح خوبی از دانش رسیده باشید، بی‌دقتی هم نکنید که می‌تونید قبول بشید.

اما اگر مرحله دوم قبول نشی چی میشه!؟ مرحله دوم امتحانش کیه؟ توی اردیبهشت ماهه. حالا مثلاً دانش‌آموزی که سال سوم هست، تنها مشکلش این میشه که یکمی وقت کم داره واسه‌ جمع‌بندی و خوندن درس‌های مدرسش و خوب می‌دونید الان تاثیر معدل امتحان‌نهایی در کنکور هم بیشتر شده و بچه‌ها رو مضطرب کرده اما میتونن از همون اول یه‌جوری برنامه‌ریزی کنن که درس‌های اختصاصیشون مثل ریاضی، شیمی و فیزیک که باید برای المپیاد هم خوب باشه رو خوب مطالعه کنن که حداقل، نمرات دروس اختصاصیشون در طی سال هم کم نشه و بعد توی آزمون‌های آخر سال به مشکل بر نخورن! که اگه بازهم تو مرحله دوم قبول نشدن، معدلشون هم خوب شده باشه. به‏هرحل من فکر نمیکنم که چیزی که از دست میده در برابر مهارت‌هایی که به‌دست میاره اونقدر زیاد باشه که برای جمع و جور کردن خودش واسه کنکور به زمانی بیش از یک سال پیش‌دانشگاهی نیاز داشته باشه.

آقای خالقی: تو دانشگاه بچه‌های المپیادیِ پزشکی با غیر المپیادی‏هاشون فرق دارن؟

آقای پایداری: سوال خیلی سختیه! چون می‏تونم بگم خیلی بچه‏ها تنوع دارن یعنی اگر شما نگاه کنید توی حداقل رشته پزشکی اگر بخوام قبول کنم؛ رشته پزشکی یه رشته‌ایه که حجم مطالبش خیلی زیاده و مبحث‌های زیادی رو باید مطالعه کنن! این موضوعیه که یه عده از بچه‌های المپیادی رو اذیت میکنه چون قبلش و در دوران المپیاد [درسته که زحمت زیاد کشیدن ولی] بیشتر با اون خلاقیت و IQ و با اون طرز تفکرشون وارد دانشگاهی میشن که فضا کاملا فرق می‌کنه و هرچقدر بیشتر بخونید به صورت خطی نمرتون بیشتر می‏شه. در پزشکی این قاعده بیشتر از باقی رشته‌ها صدق میکنه. ولی یه عده نه! میگن که باید زیاد خوند و درس درسه و ... میان جزو رتبه‌های یک رقمیه آزمون‌ها پیش‌کارورزی و ... میشن ولی یه عده هم نه؛ میبینی که نمره و رتبشون پایینه. خیلی تنوع داره، خیلی واریانس داره و حقیقتا نمیشه گفت؛ یه عده هم که حقیقتاً باز تحقیق رو دوست دارن و میخوان فضایی که توش بودن رو ادامه بدن و علاوه بر رشته‌ی خودشون میرن سراغ ریسرچ و بخش پژوهش و به مقاله هم می‌رسند.

آقای خالقی: یعنی تو المپیادی‌ها پژوهشگر زیاد داریم؟

آقای پایداری: بله دقیقا یعنی می‌تونم بگم شما المپیادی‌ها رو نگاه کنید؛ حداقل اونایی که من می‌شناسم، توی این چند سال بالای 50% شون کار پژوهشی هم دارن انجام میدن.

آقای خالقی: خب من این روحیه رو خیلی دوست دارم و خوشحالم! تو بعضی از رشته‌ها مثل رشته نجوم خودم، خیلی کم می‏بینیم که بچه‌ها برن سراغ کارهای پژوهشی یا حتی رشته‌هایی مثل فیزیک یا نجوم رو تو دانشگاه ادامه بدن! پس تا الان خوشبختانه زیستی‌ها و پزشکی‌ها خوب رشتشون رو انتخاب کردن، رشته المپیادشون رو واقعاً دوست داشتن و این پارامتر علاقه توشون پررنگ بوده. امیدواریم که این سیل عزیمی از بچه‌ها هم که دارن میرن به سمت تجربی و المپیاد زیست و تعداد شرکت‌کننده‌هاشون رو چند ده برابر کردن، باز هم این شرایط تعادلی رو حفظ کنن.

از طرف بچه‌ها از شما ممنونم آقای پایداری عزیز، دست شما درد نکنه و ممنون از اینکه وقتتون رو در اختیار ما و بچه‌ها قرار دادین.

آقای پایداری: قربان شما منم از شما متشکرم و آرزو می‏کنم برای همه بچه‌ها توی هر مقطعی که هستن موفق باشن همیشه.

آقای خالقی: درود بر شما؛ سپاسگزار و خدانگهدار

کامنت ها

تعداد کامنت ها2

  • elahe mirzaee 12 مهر 1396

    سلام .میخواستم بدون سوالات مرحله اول به صورت انگلیسی هستش یا فارسی؟ ممنون میشم پاسخ بدید

  • ماخ 12 مهر 1396

    @elahe mirzaee در حال حاضر تمامی سوالات به زبان فارسی طراحی می‌شوند! در سال‌های پیشین المپیاد و در آزمون مرحله اول و دوم چند سوال به زبان انگلیسی مطرح می‌شدند که در دوره‌های اخیر این روند به کلی منسوخ شده است.

کامنت شما

توضیحات